هیولای وحشتناکی به نام «ته سیگار»!

کد گزارش: ۴۹۲ - تاریخ درج: ۱۴۰۱/۰۳/۰۸ - مشاهده: ۴۱

سیگاری هستید یا نه؟ فرقی نمی‌کند؛ همه باید این هیولای وحشتناک را بشناسند و برایش چاره‌جویی کنند. ته سیگار کوچک است اما با چندهزار سم مهلک می‌توان آن را «نابودگر» خطاب کرد.

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: پویش مردمی و ملی «نه به ته سیگار» چندسالی است که در حال فعالیت است و تلاش دارد از مضرات ته سیگار برای انسان و حیوان و طبیعت جلوگیری و در این زمینه روشنگری کند. حتماً شما هم درباره مضرات خود سیگار چیزهایی شنیده‌اید، ولی کمتر کسی است که بداند ته سیگار چه هیولای وحشتناکی است؛ به خصوص وقتی با ذره‌ای آب ترکیب شود و آن بو و مزه و سموم وحشتناک را تولید کند. امروز با خانم فرانه بهاور مدیر پویش مردمی و ملی نه به ته سیگار درباره فعالیت‌هایی که در زمینه آگاه‌سازی عمومی درباره ته سیگار دارند گفتگو کرده‌ایم. چه سیگاری هستید و چه نیستید توصیه می‌کنیم این گفتگو را بخوانید.
 
خانم بهاور «پویش مردمی و ملی نه به ته سیگار» چطور و از چه زمانی شروع شد؟
پویش ۲۷ تیر ۱۳۹۸ شروع شد. ابتدا این نکته را بگویم که من معلم هستم و از سال ۷۹ در خانه خودم تفکیک زباله می‌کنم. این تفکیک را در مدرسه و همراه را با بچه‌ها و والدین‌شان هم انجام می‌دادم تا فرهنگ‌سازی شود. ولی در این تفکیک زباله هیچوقت به ته سیگار توجه نکرده بودم. ۲۷ تیر ۹۸ بود که اعلام کردند در جنگل‌های ارسباران آتش‌سوزی شده است. یادم است ۵ روز طول کشید تا بتوانند آتش را خاموش کنند. آن سال بهار و بارش خوبی داشتیم و علف‌های خودروی زیادی رشد کرده بودند که همان علف‌ها در تابستان خشک شده بودند و مستعد آتش‌سوزی بودند. اتفاقی که می‌افتد این است که گردشگران با حضور در جنگل و انداختن ته سیگار باعث مشتعل شدن این علف‌ها می‌شوند و بعد جنگل آتش می‌گیرد. این اتفاق دل من را به درد آورد و در من جرقه‌ای شد تا مسأله ته سیگار را جدی‌تر بگیرم.
بعد از این اتفاق چه کار کردید؟
من در کرج زندگی می‌کنم. نزدیک خانه‌ام پارکی هست که دور آن دو کیلومتر و خورده‌ای است. من هرروز هشت کیلومتر دور این پارک می‌دویدم. فردای آن روز وقتی وارد پارک شدم، باغچه‌ها را نگاه کردم و دیدم تمام باغچه‌ها پر از ته سیگار است. من تازه ته سیگار را آنجا دیدم. منظورم این است که این زباله ریز و سمی و شیمیایی هیچ تعریفی در ذهن من نداشت. آن روز به جای ورزش و دویدن شروع کردم به جمع کردن ته سیگار. یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها کار من همین شد که بیایم و ته سیگار جمع کنم. در کنارش هم مطالعه می‌کردم تا درباره ته سیگار و معضلات آن بیشتر اطلاعات کسب کنم. مقالات زیادی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درباره ته سیگار و اثرات محیط زیستی و بیماری‌های مرتبط با آن مطالعه کردم و دیدم ای وای، این ته سیگار یک پسماند شیمیایی و بسیار خطرناک است که در جهان به صورت دیگری به آن نگاه می‌کنند. مثلاً گروه حفاظتی اقیانوس‌ها که چهل و دو سال است دارند کناره‌های اقیانوس‌ها را پاکسازی می‌کنند، اعلام کرده‌اند بیشترین حجم زباله‌ها را همین ته سیگار به خودش اختصاص داده است. اول ته سیگار قرار دارد و بعد پلاستیک. این شد که من در حین پاکسازی پارک‌ها از ته سیگار این مطالب را جمع‌آوری می‌کردم و یواش یواش اهداف را برای خودم مشخص کردم. کم کم افراد بیشتری به من پیوستند و در این مسیر به من کمک می‌کردند. در همین حال و احوال با افراد سیگاری هم صحبت می‌کردم و سعی می‌کردم آنها را با خطرات ته سیگار برای انسان و طبیعت و آب و خاک و حیوانات و … آشنا کنم. امروز همه محققان می‌دانند که ته سیگار چهار هزار نوع ماده سمی دارد. اگر ته سیگار را ۲۴ ساعت در آب قرار بدهی، برای از بین بردن ماهی‌ها کافی است. اینها را بعد خودمان هم آزمایش کردیم و دیدیم.
نوع ارتباط شما با مردم و مسئولین درباره پویش نه به ته سیگار چطوری بود؟ استقبال می‌کردند؟
با مردم در وهله اول در همان پارک ارتباط گرفتم؛ کسانی که می‌آمدند ورزش می‌کردند. من مطالبی که ترجمه کرده بودم تکثیر کرده بودم و در اختیار افراد قرار می‌دادم. بعد با شهرداری منطقه که فرد محیط زیستی بود ارتباط گرفتم و ایشان همراه‌مان شد. از ایشان خواستیم در کنار هر نیمکت یک میله‌هایی جوش بدهیم و در آن ظروف سفالی مثل گلدان قرار بدهیم تا افراد ته سیگارشان را در آن بیندازند. کم کم به این شکل پیش رفتیم. وقتی صداوسیما کار ما را دید از فعالیت ما مستند ساخت و پخش کرد. به مرور در رسانه‌ها دیده شدیم و کارمان بیشتر دیده شد. بعد از کرج به قائم‌شهر رفتیم و این پویش را آنجا هم شروع کردیم. با اطلاع‌رسانی و تماس با مسئولین سعی کردیم گستره کار را بیشتر کنیم. ته سیگار اصلاً نباید با هیچ زباله‌ای مخلوط شود. نامه‌نگاری‌هایی با پسماند کرج داشتیم از آنها خواستیم محفظه اختصاصی برای ته سیگار در نظر بگیرند بدهند که این کار انجام شد. کارهای بسیاری می‌توان برای مدیریت پسماند سیگار انجام داد و از ضررهای آن جلوگیری کرد. اگر مطالبات پویش نه به ته سیگار به صورت قانون در کشور اجرا شود می‌توانیم از این معضل نجات پیدا کنیم.
خیلی‌ها می‌دانند که ته سیگار ضرر دارد ولی از مضرات ته سیگار چندان مطلع نیستند. بیشتر توضیح می‌دهید؟
ته سیگار در هر سال هزار تن آرسنیک به زمین پس می‌دهد. یک ته سیگار یک متر مربع از خاک را آلوده می‌کند. طبق آزمایش‌ها بذرهایی که گیاهان در خاکِ دارای ته سیگار کاشته‌اند، ۲۸ درصد در جوانه‌زنی کاهش رشد داشته‌اند و ۲۷ درصد در ساقه‌زنی. همچنین طبق تحقیقاتی که شده این فیلتر سیگار از ۱۱ هزار تار استات‌سلولز تشکیل شده است. این تار تجزیه نمی‌شود، بلکه به مرور زمان تبدیل به میکروپلاست می‌شود. یعنی دوباره به چرخه زندگی برمی‌گردد؛ مثلاً وقتی این میکروپلاست وارد روان‌آب‌ها می‌شود توسط ماهیان خورده می‌شود، پرندگان آن را به جای غذا می‌خورند و به بچه‌هایشان هم می‌دهند، چهارپایان همراه با علف می‌خورند. این یعنی فیلتر ته سیگار به چرخه حیات زیست‌مندان برمی‌گردد. کارشناس آزمایشگاه و بهینه‌سازی آب و فاضلاب تهران اعلام کرده که این ته سیگارها با چهار هزار ماده سمی که دارند وارد مخازن تصفیه‌خانه‌ها شده اند و این فاجعه است. ته سیگار وقتی که خشک است هیچ مشکلی به وجود نمی‌آورد، زمانی مشکل به وجود می‌آید که با آب ترکیب و خیس شود. ما الآن هشتاد میلیون جمعیت داریم که ۲۰ میلیون از این جمعیت سیگاری هستند. در ایران سالانه ۲ میلیارد و ۱۹۵ میلیون و خورده‌ای هزار ته سیگار در طبیعت رها می‌شود که نباید با هیچ زباله‌ای مخلوط شود ولی الآن اینطور نیست. همه محیط زیست شهری و غیرشهری ما با سموم ته سیگار آلوده شده است.
پیشنهاد شما برای مدیریت ته سیگار چیست؟ چون نمی‌شود به سیگاری‌ها گفت سیگار نکشید. درست است؟
یکی از مطالبات ما این است که طبق ماده ۸ قانون پسماند، شرکت دخانیات باید پسماند شیمیایی خودش را جمع‌آوری کند. به چه طریق؟ برای هر باکس سیگاری که تولید می‌شود دو سه تا جاسیگاری سیار فراهم بکند که در اختیار افراد سیگاری قرار بگیرد و آنها ته سیگارهایشان را در آن تخلیه کنند. درخواست بعدی ما این است که سطل‌های مناسب ته سیگار در مکان‌ها و معابر پر تردد نصب شود تا از آن استفاده کنند. ما در کرج برای اولین بار در ایران در ۲۵ اسفند ۹۹ پنج پارک کرج را به این سطل‌ها مجهز کردیم. اخیراً با معاون شهرداری کرج جلسه داشتم، قرار شد خیابان شهید بهشتی را که خیابانی طولانی است، به سطل‌های مخصوص ته سیگار مجهز کنیم. این پینشهادهای ما در دستور کار قرار گرفته است. خب حالا ته سیگارها هم جمع شد. با آن چکار بکنند؟ بنشینند اینها را بخورند؟! نه. یک شماره تلفنی باشد که ماهی یکی دو بار به آن شماره زنگ بزنند، شهرداری ماشین مناسب بفرستد و اینها را جمع‌آوری کند و ببرد. نکته این است که امروزه ته سیگار در صنعت کاربرد دارد و می‌توان از آن استفاده مجدد کرد.
یعنی می‌شود از این فیلترها درآمدزایی صلح‌آمیز و بدون ضرر کرد؟ چطور؟
بله. در چین بیشتر از بیست سال است که در صنعت فولادسازی از ته سیگار استفاده می‌شود. در استرالیا هم در صنعت آجرسازی از ته سیگار استفاده می‌کنند. دانشمند ایرانی دکتر عباس مهاجرانی در دانشگاه rma ملبورن این کار را انجام داده‌اند و آجرهای مقاومی تولید کرده‌اند. در ایران ما یک مخترع و شیمیست داریم که از همه زباله‌ها به خصوص از ته سیگار همه موارد ساختمانی را ساخته است؛ هرچیزی که در ساختن یک ساختمان و خانه نیاز است. ۱۷ سال روی این تحقیق و آزمایش کرده‌اند و عضو اصلی پویش ما هم هستند. مجوزهای آزمایشگاهی و مقاوم‌سازی‌اش را گرفته و در مرحله استانداردسازی است. الآن هم آزمایش و کارگاه‌شان در کرج است.
توقع‌تان از مردم و مسئولین چیست؟
ما به یک سیگاری نمی‌توانیم بگوییم سیگار نکش، چون یک ریشه روانی دارد و انتخاب خود اوست و با توجه به اینکه سیگار ضرر دارد آن را مصرف می‌کند. خب این فرد اول به خودش و بعد سه چهار نفری که اطرافش هستند ضرر می‌زند. ولی وقتی ته سیگارش را در طبیعت رها می‌کند به حیات همه زیست‌مندان گیاهی و حیوانی و طبیعی و انسان و آب و خاک دارد خیانت می‌کند. پس ما اینجا باید فرهنگ‌سازی کنیم و آموزش بدهیم تا متوجه شود که ته سیگار چه خطراتی دارد. وقتی این اتفاق بیفتد خود آن فرد سیگاری به مرور سیگارش را کنار می‌گذارد که ما این تجربه را در اطرافیان‌مان داریم. یک مسأله دیگر که خیلی جالب است آن را بدانید، این است که فیلتر سیگار هیچ کمکی به فرد سیگاری نمی‌کند. یک چیز فانتزی و بلااستفاده است که فقط برای درآمد بیشتر این کار را انجام داده‌اند. ضمن اینکه برای کاغذ سیگار باید یکی از مرغوب‌ترین درخت‌ها را به تعداد زیاد قطع کنند که بتوانند کاغذ مناسب سیگار را تولید کنند. به تازگی هشت تا از کشورهای اروپایی قوانینی را تصویب کرده‌اند تا شرکت دخانیات‌شان سیگارهای بدون فیلتر تولید کنند. یعنی فیلتر هیچ کمکی به فرد سیگاری نمی‌کند ولی آسیب‌اش در چرخه حیات بی‌نهایت است. به شرکت دخانیات هم نمی‌توانیم بگوییم تولید نکن. شما خودتان خبرنگار هستید و بیشتر می‌دانید که دولت‌ها از کارخانجات دخانیات مالیات و سود زیادی می‌گیرند. برای همین تعطیل کردن یا کاهش فعالیت شرکت‌های دخانیات هم کار سختی است. البته ما با شرکت دخانیات هم جلساتی داشته‌ایم و انشاالله بتوانیم در جمع‌آوری و حتی سرمایه‌گذاری برای تبدیل این ضایعات به کالاهای بالادستی همکاری کنند. حرف من با مردم و مسئولین این است که ما بدون کره زمین و محیط زیست نمی‌توانیم زنده بمانیم. پس تا آنجا که در توان داریم کمک کنیم که این محیط زیست سالم بماند. به پویش مردمی و ملی نه به ته سیگار بپیوندند و کمک کنند که شهر و محیط زیست زیباتر و سالم‌تری داشته باشیم.
 

[بازگشت به فهرست]