چرا باید داشته‌های کاغذی خود را به داده‌های دیجیتال تبدیل کنیم؟

کد مصاحبه: ۶۶۱ - تاریخ درج: ۱۴۰۱/۰۲/۲۹ - مشاهده: ۴۶

عضو پیوسته فرهنگستان علوم و استاد تاریخ دانشگاه تهران در یادداشتی نظرات خود را درباره لزوم تبدیل داشته‌های کاغذی به داده‌های دیجیتال مطرح کرده است.

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی فرهنگستان علوم؛ حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان در یادداشت خود آورده است: وقتی در سال ۱۳۶۸ برای نخستین بار با رایانه آشنا شدیم و مرکز تحقیقات نور (فعال در عرضه اطلاعات دینی و ادبی به سبک و سیاق دیجیتالی مدرن) در قم تأسیس و سپس از سال ۷۰ بحارالانوار به عنوان نخستین خروجی در دیسکت‌های قدیم منتشر شد، قابل تصور بود که تحولی آغاز شده که باید کتاب و کتابخانه‌ها را در پرتو آن تحول دید. اما این روز‌ها که تحولات جدید بسیار شدیدتر هم شده، همچنان نگاه قدیمی بر نهاد‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر حوزه نشر و کتاب حاکم است که در پی تبلیغ کتابخوانی به سبک صد‌ها سال پبش است. من شخصا سال‌ها این مطلب را می‌گویم و هربار مورد طعن قرار می‌گیرم! معتقدم برگرداندن مردم به کتاب، کار درستی نیست و به هرحال ناچاریم و روزی باید روش‌های خود را تغییر دهیم. هرچند که بنده در این زمینه متخصص نیستم، اما به نظر می‌رسد که وقت آن رسیده که این مطلب جدی‌تر گرفته شود و مراکز پژوهشی روی آن کار کنند.
 
وقتی بیش از هشتاد درصد دانشجویان فنی و پزشکی و رشته‌های وابسته، برای کار‌های خود از کتاب‌های دیجیتالی یا منابعی جز کتاب بهره می‌گیرند، باید به فکر تبدیل اطلاعات کتاب به انواعی دیگر باشیم. اگر دیر بجنبیم و این تحول را جدی نگیریم، از قافله علم عقب می‌مانیم. روزی می‌رسد که دیگر خواسته یا ناخواسته اثری از کتاب باقی نخواهد ماند و ما برای آن روز باید ایده‌ای داشته باشیم. یکی از آن ایده‌ها برداشتن گام‌های جدی جهت دیجیتالی کردن کتابخانه‌ها است. جالب است بدانید که در این زمینه شهر قم بسیار پیشروتر از تهران عمل کرده است.
 
خدمات رایانه‌ای و آرشیو دیجیتالی کتابخانه‌هایی که در قم هستند، قابل مقایسه با فعالیت‌هایی که در کتابخانه‌های شهر تهران در این راستا ارائه می‌دهند نیست. شاید یکی از دلایلش این باشد که قم جوان‌گرا بوده و کار‌ها را معمولا به افراد با خلاقیت بیشتر می‌سپارند. به طور مثال خود ما در کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران ترجیح می‌دهیم متقاضیان به کتابخانه نیایند و هر آنچه می‌خواهند را ـ اگر مشکل حقوقی ندارد ـ یکروزه اسکن کرده با ابزار‌های مختلف مثل ایمیل، برایشان ارسال کنیم، باید سعی تمام نسخه‌های خطی خوانا و کتاب‌های خوب چاپ شده تا سال ۱۳۵۰ را به وسیله عده‌ای از جوانان جویای کار تایپ کنیم یا او سی آر فعال و خوب درست کنیم که این‌ها همه قابل جستجو باشد.
 
عده‌ای به بنده اعتراض می‌کنند که چرا در برابر نسخه فیزیکی کتاب، از نسخه دیجیتالی آن دفاع می‌کنم. البته این را بگویم که خودم غیر از کتاب قرآن و مفاتیح‌الجنان، حتی یک کتاب دیگر هم در منزل ندارم و در رایانه خود کار‌ها را انجام می‌دهم. این درحالی است که تا ۵۰ سال گذشته نسخه‌های خطی هم در برخی خانه‌ها یافت می‌شد، اما حالا می‌بینید که از این خبر‌ها نیست. همه تبدیل به فایل شده است. باید مسأله تحول زمان خود را متوجه شد و رو به آینده داشت. فرزند زمان بودن به این معناست. واقعا دلیلی ندارد در برابر آینده ایستاد! بعضی‌ها برای اثبات اینکه هنوز کتاب کاغذی اهمیت دارد آمار‌هایی در جامعه ارائه می‌کنند یا از کشور‌های دیگر نقل می‌کنند. باید واقع بین بود و این نکته را در نظر داشت که تجمیع معلومات ذهن را می‌سازند و در این راستا انتقال مفاهیم اهمیت دارد. ممکن است آمار‌هایی علیه رشد منابع و اطلاعات دیجیتالی و افت مراجعه به کتاب برخط (آنلاین) در سراسر جهان باشد که برخی‌ها در ایران بتوانند به آن استناد کنند، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، این تغییر اساسی که به سوی محتوای دیجیتال وجود دارد احساس می‌شود.
 
بنده با کتاب‌های کاغذی مخالفتی ندارم، حتی در دانشگاه علاوه بر قراردادن نسخه‌های دیجیتالی، کتاب کاغذی می‌خریم، یا چاپ می‌کنیم (مثلا ۵۰ نسخه)، اما فکر می‌کنم اگر پولی که مثلا صرف ساخت باغ کتاب شد، برای دیجیتالی شدن کتاب‌ها صرف می‌شد، بهتر بود. آن وقت همه می‌توانستند به سادگی به تمام کتاب‌ها و منابع دست پیدا کنند. متأسفانه نویسندگان و دانشجویان ما ۷۰ درصد وقت خود را صرف پیداکردن اطلاعات با خواندن کتاب می‌کنند، اما اگر مقالات مورد نیاز را همواره به صورت فایل و قابل جستجو در دسترس داشته باشند، فرصت‌شان برای پرداختن به کار‌های مهمتر بیشتر خواهد شد. بنده از جمع آوری کتاب‌های فیزیک برای تقویت محتوا در یک مرکز و احتیاط، دفاع می‌کنم، اما، اما بطور کلی بحث ذهن است که چگونه مفاهیم باید در اذهان متحول و منتقل شوند. سرعت انتقال مفاهیم توسط مطالعه کتاب، بسیار کند است.
 
با در نظر گرفتن مزایای احتمالی برای کتاب فیزیکی، در مجموع بنده شخصا با نسخه فیزیکی کتاب میانه‌ای ندارم. مهم‌ترین مشکل، تلف شدن فضا و مکان و سرمایه برای حفظ کتاب فیزیکی، بحث گرد و غبار کاغذ برای آلوده کردن محیط زیست و مسائل مالی است. تاکنون چاره‌ای برای این کار نداشتیم، اما اکنون شرایط برای تسهیل فراهم شده است. فکر کنید با دیجتالی کردن کتاب‌ها، مشکل فضا حل می‌شود. همه خانه‌های استادان و خوابگاه‌های دانشجویان به فضای کتابخانه افزوده می‌شود. آن‌ها می‌توانند صدها؛ بلکه هزاران کتاب را از دور در اختیار داشته باشند. مثل کاری که الان بانک‌ها می‌کنند. سال‌هاست من گفتم دوره کتاب گذشته است. این برنامه می‌خواهد و دنیا روی آن سرمایه گذاری می‌کند. اما ما عقب مانده ایم. البته تفکر و خلاقیت علمی در قالب کتاب هم شکل می‌گیرد، اما کتاب صرفا به معنای فیزیکی آن نیست. اگر ما بتوانیم مشکل حقوقی فایل کردن کل کتاب‌ها را که تا ده پانزده سال قبل منتشر شده حل کنیم، خدمت بزرگی به علم کرده ایم. آن وقت به جز سرعت در سرچ و یافتن آنچه می‌خواهیم، نه آلودگی محیط زیست داریم، نه رفت و آمد بی‌مورد؛ نه کتابدار می‌خواهیم و نه خیلی از مشکلات دیگر را داریم. یک مشکل، اهل مطالعه هستند که عادت به کتاب دارند؛ درحالی که رایانه قدرت مانور مطالعه و سرچ و تحقیق را بسیار بالا می‌برد.
 
این نکته را هم بگویم که من حیث المجموع به باور من هیچ کتابخانه ایده‌آلی در ایران وجود ندارد. در کتابخانه دانشگاه تهران حجم کتاب‌ها تناسبی با مطالبات مراجعان ندارد؛ بلکه کتابخانه‌های ملی، مجلس، آیت‌الله مرعشی نجفی و آستانه قدس رضوی هم از نظر تهیه کتاب و فهرست‌نویسی نقص‌های زیادی دارند. این کتابخانه‌ها در مجموع، مجموعه خوبی را تشکیل داده‌اند، اما باید به امید روزی بود که همه این‌ها، به صورت فایل و ترجیحا قابل جستجو در محتوا، در یک شبکه قابل دسترس برای بهره‌مندی مراجعان قابل استفاده باشند.
 
باید نگاهمان به سوی تبدیل کتاب‌های کاغذی به فایل‌های الکترونیکی باشد. چه اینکه به هر حال این روز‌ها هیچ کس تردید ندارد که یکی از اصلی‌ترین راه‌های ترویج علم، تبدیل کتاب‌های کاغذی به فایل‌های الکترونیکی است تا در هر شرایطی بتوان در تحقیق از آن‌ها استفاده کرد. بحث صرفه جویی اقتصادی سبب اصلی دیگر بر لزوم اجرایی کردن این اقدام مثبت است که بسیار اهمیت دارد. عرض کردم، مسأله محیط زیست و نابود کردن جنگل‌ها برای ساخت کاغذ و نیز عوارض بعدی آن از حفظ کتاب در خانه‌ها و آلودگی‌های مربوطه، از جنبه مهم دیگر آن است. با این حال، اصل بحث، همان تبدیل شدن علم به فایل آن هم در شرایطی است که به راحتی بتوان از آن در همه جا بهره برد. مقاله‌ای که برای تألیفش، روزگاری به چندین ماه وقت نیاز بود، و عمده آن، جستجوی در این کتابخانه و آن کتابخانه تلف می‌شد، حالا در عرض دو هفته می‌تواند به انجام برسد، زیرا همه این کتاب‌ها در یک لپ تاپ کوچک در کنار مؤلف است.
 
اکنون میلیون‌ها کتاب و مقاله در پایگاه‌های اطلاعاتی دنیا است، در حالی که این امر، در ایران، به جز دو سه استثنا امر غریبی است. روشن است که این اقدام برای کشور‌های در حال توسعه، آن‌ها که علاقه به نشر بهتر علم دارند، یک امر حیاتی است. اما مشکل برای اجرای این طرح چیست؟ مشکل نظام حقوقی است که محدودیت بیشماری بر سر راه این اقدام درست کرده است. نهاد مسوول وزارت ارشاد است که باید مشکل حقوقی این مساله را حل کند. شاید یکی از بدترین قوانین جدید که در یکی از مجالس قبلی تصویب شد، این باشد که تنها با گذشت چهار دهه از فوت مؤلف، استفاده از فایل اثر او بدون اشکال خواهد بود. این ظلم به علم است. با این اقدام، پیداست که ما درباره بخش مهم منابع علمی که اغلب هم تازه تألیف هستند، ایراد خواهیم داشت. برای این کار، باید قانون تغییر کند. چند سال پیش پیشنهاداتی هم در این زمینه مکتوب کردم. اما وزارت ارشاد پیگیری نکرد.
 
به نظر می‌رسد که مشکل اصلی، مسأله حقوقی کتاب‌هاست؛ در این مورد مصوبه مجلس باید تغییر کند، در قوانین داریم که ۴۰ سال بعد از فوت مؤلف می‌توان از آثارش استفاده کرد، این مصوبه‌ای است که به روند پژوهش آسیب جدی وارد می‌کند. به نظرم این قانون باید به پنج یا ۱۰ سال کاهش یابد و حتی باید به ۱۰ سال بعد از نشر کتاب باشد و نه فوت مؤلف! مانند کاری که با فیلم‌های سینمایی و آلبوم‌های موسیقی می‌کنند که بعد از مدت کوتاهی توزیع می‌شود. به نظرم درباره کتاب، قوانین نامناسب است. وقتی کتاب به نسخه فیزیکی یا حداکثر به فروش نسخه الکترونیک در تعداد مشخص، محدود می‌شود، افرادی که در شهرستان‌ها یا در کشور‌های دیگر یا شهر‌ها و روستا‌های دور از دسترس زندگی می‌کنند، نمی‌توانند از آن منابع استفاده کنند. این ظلم نیست؟ علم برای همه جامعه مفید است و باید قوانین خود را داشته باشد. باید امکانات فنی را هم در اختیار دانشجویان گذاشت. در همین کرونا دانشجویان ما که گوشی خوب یا لپ‌تاپ نداشتند، مجبور شدند درس‌هایشان را حذف کنند. وقتی کتاب نباشد، نمی‌توانند پژوهش کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد می‌تواند جای خرید نسخه‌های چاپی از ناشران، مبلغی به آن‌ها پرداخت و کتاب را عمومی منتشر کند. اگر مسئولان سالی ۵۰۰ نسخه کتاب را با خرید قطعی از مؤلف عمومی کنند، بعد از چند سال نسخه‌های زیادی از کتاب‌ها به صورت فایل در دسترس خواهد بود. حالا پول هزینه می‌شود، اما از ناشران نسخه چاپی خریداری شده و در انبار‌های وزارتخانه نگهداری می‌شود که خاک می‌خورد یا با زحمت توزیع می‌شود و افراد محدودی از آن استفاده می‌کنند.
 
مسأله کرونا هم ضرورت دیجیتالی سازی منابع و فاصله گرفتن از کتاب‌های کاغذی را بیشتر مطرح کرده است. به نظرم کمی کار جلو رفت، اما حالا دوباره متوقف شده است.
 
پیش از کرونا، تا آنجایی که به کتابخانه‌ها مربوط می‌شد، مطالعه کتاب، یا امانت در محل بود یا امانت گرفتن و بردن به منزل؛ و، اما کرونا، تا اندازه‌ای ما را وادار کرد بخشی از کار‌های اداری و همین طور مطالعه و تحقیق را در منزل انجام دهیم. با کمتر شدن رفت و آمد، دانشجویان و استادان ما وقت بیشتری برای مطالعه در منزل دارند، و کتابخانه‌ها باید ابزار لازم برای آنان را فراهم کنند. انتظار این که هر استادی کتاب‌های مورد نیاز را خریداری کند، نادرست است، یک وقتی من مجبور بودم برای کلاس هفت هشت کتاب همراه بیاورم. حالا لپ تاپ را می‌آورم که ده‌ها هزار کتاب در آن است. کتابخانه‌ها هم باید کتاب‌های فیزیکی داشته باشند و هم کتابخانه‌های دیجیتال تکلیف کتابخانه‌ها فراهم کردن زمینه مناسب برای تهیه منابع برای استادان و دانشجویان است. برای این کار، همان طور که بار‌ها گفته شده، مشکلات حقوقی مانع اصلی و مشکل نزم افزاری، مشکل گاه بزرگتر و اصلی‌تر! است. در این زمینه باید کار کرد و اصلا و ابدا معلوم نیست چه کسی مسؤول است.
 
در کشور‌هایی مثل کشور ما که در ذهن مردم، مسؤول هر کاری دولت است، انتظار از دولتی هاست، اما این مشکل هست که سیاستمداران ما چندان اهل کتاب و فرهنگ نیستند و کاری نمی‌کنند، و کار زمین مانده است. آن‌ها اهل استفاده از کتابخانه دیجیتال و پایگاه‌های اطلاعاتی نیستند. در کشور‌هایی که نظام‌های متفاوتی دارند این کار در قالب عرضه و تقاضا شکل می‌گیرد. شرکت‌های خصوصی این کار‌ها را انجام می‌دهند. آنجا که مسأله پرداخت هزینه است، دانشگاه‌ها با خرید اشتراک و گاه خود اشخاص هزینه را متقبل می‌شوند و آنجا که مجانی است البته توسط مؤسسه مردمی کار‌ها تا حدودی انجام می‌شود.
 

[بازگشت به فهرست]