علی شجاعی صائین در گفتگو با تازه ترین شماره كتاب ماه كودك و نوجوان، نظر خود را درباره رشد ترجمه، كمبود آثار فاخر تالیفی و راهكارهای دولت برای جهت دادن به تولیدات ادبی بیان كرده است. بخشی از این گفتگو

کد مصاحبه: ۶۲ - تاریخ درج: ۱۳۸۷/۰۳/۰۸ - مشاهده: ۱,۸۴۷

 علی شجاعی صائین در گفتگو با تازه ترین شماره كتاب ماه كودك و نوجوان، نظر خود را درباره رشد ترجمه، كمبود آثار فاخر تالیفی و راهكارهای دولت برای جهت دادن به تولیدات ادبی بیان كرده است. بخشی از این گفتگو در زیر می آید.

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید

گروه فرهنگ و ادب: علی شجاعی صائین در گفتگو با تازه ترین شماره كتاب ماه كودك و نوجوان، نظر خود را درباره رشد ترجمه، كمبود آثار فاخر تالیفی و راهكارهای دولت برای جهت دادن به تولیدات ادبی بیان كرده است. بخشی از این گفتگو در پی می آید.
- علی شجاعی صائین: ... طبیعتا تولید فكر در كشورمان در شرایط كنونی شاید قابل ‏مقایسه با خیلی از كشورهای دیگر نباشد. در بعضی ‏شاخه ها حتما از ما پیش اند، ولی فكر می كنم ما در ‏جایی حتی از داشته های خودمان هم غافل مانده ایم. ما ‏كارهای تالیفی ضعیفی داریم كه در كشور چاپ می شوند ‏و تعدادشان كم هم نیست اما تالیفات خوب هم كم نداریم. ‏آیا برای همانها اقدام كرده ایم؟ ضمن اینكه هر جا ‏چیزی نداشتیم، دال بر این نیست كه نمی توانیم. ‏آیا اندیشمندانی كه به سمت ترجمه می روند، نمی توانند ‏موجب یك حركت جدید بشوند؟ این خلاقیت و توان ‏فكری را ندارند (كه در آن حوزه باعث یك حركت ‏جدید و تولید فكر بشوند) فكر می كنم اگر باور بكنیم، ‏می توانیم. اگر همین طور همیشه بگوییم نداریم، دیگران ‏دست بالا را دارند، طبیعتا قرنها خواهد گذشت و ‏چیزی تولید نخواهیم كرد و هر لحظه و هر سال بر این ‏فاصله افزوده خواهد شد و ما عقب ماندگی مضاعف پیدا ‏می كنیم.‏

یك جا باید فرهیختگان ما عزمی جدی برای جبران این ‏عقب ماندگی به خرج دهند. حداقل ما باید از یك جایی ‏شروع كنیم. من فكر می كنم، نه دانسته های مان آن قدر ‏ضعیف است كه اساسا نتوانیم چیزی ارائه بدهیم، نه ‏توانایی های مان آن قدر ناچیز است كه بتوانیم تولید فكر ‏كنیم. برنامه و همت می خواهد. سیاست گذاری باید ‏باشد. من شخصا با سیاستهای موجود در حوزه ترجمه ‏كشور خیلی موافق نیستم. زمانی در این كشور، ناشر ‏كتاب كودك در قبال تالیف اجازه ترجمه داشت. به نظر ‏من خیلی بد است كه ما از آن شرایط دور شده ایم. ناشر ‏این اجازه را دارد كه به هر میزانی كه خواست، ترجمه ‏بكند. فارغ از انگیزه كه آیا این انگیزه فرهنگی است یا ‏مادی - اقتصادی بالاخره ناشر در قبال فرهنگ ملی هم ‏وظیفه ای دارد. این را باید در سیاست نشرمان متجلی ‏كنیم.‏

باید از ناشران هم خواهش كنیم كه به فرهنگ ملی توجه ‏جدی داشته باشند. این همه در حوزه ادبیات، حكایات، ‏تمثیلها، شعر، كار قابل ارائه برای حتی كودكان و ‏نوجوانان داریم و بعضی ناشران در این زمینه اقدامات ‏خوبی هم انجام داده اند ولی فكر می كنم سهم ترجمه ‏هنوز خیلی بالاست. این سهم شایسته فرهنگ ما نیست. ‏ما می توانیم داشته های فرهنگی مان را به نسل خودمان ‏و حتی به همه دنیا ارائه كنیم. وزارت فرهنگ و ارشاد ‏هم باید در زمینه سیاست گذاری برای زمینه سازی ‏ترجمه آثار ایرانی، فعالیت بیشتری داشته باشد ولی ‏ناشران و فرهیختگان هم به نظرم وظیفه دارند؛ اینكه ‏داشته های ما اندك است به نظرم دلیل كافی برای ‏رسیدن به وضعیت موجود نیست.‏

* ما الان نزدیك به 8000 ناشر فعال داریم. ‏قانونی وجود دارد كه اینها باید در سال حداقل پنج كتاب ‏تولید كنند؟ ‏

- چهار كتاب. ‏

* ناشران زیادی هم هستند كه بسیار بیش از این ‏ارقام تولید دارند. اگر همین حداقل را مد نظر بگیریم و ‏فرض كنیم باید به ازای هر یك كتاب ترجمه، سه كتاب ‏تالیف شود، ما نیاز به 24000 مولف داریم. فكر نمی ‏كنید رشد بی رویه تعداد ناشران كه با بررسی كیفی ‏كارنامه بسیاری از آنها، می توان به این نتیجه رسید كه ‏كاری جز كتاب سازی ندارند، باعث تولید این همه كتاب ‏نازل به لحاظ كیفی، هم در عرصه ترجمه و هم تالیف ‏شده است؟ آیا پیش از التزام ناشران به این قوانین، نباید ‏نگاهی به تعداد ناشران، مولفان و مترجمان واقعی از ‏یك طرف و برنامه های مان (از جمله قانون ترجمه در ‏قبال تالیف) از طرف دیگر داشته باشیم؟

- ما در حال حاضر 9000 ناشر دارای مجوز ‏داریم، 2500 تقاضا هم برای مجوز جدید نشر وجود ‏دارد. البته از این میان حدود 4000 ناشر فعال هستند. ‏حتی همین 4000 ناشر هم از ظرفیت تولید فكر ما خیلی ‏بالاتر است. یك سری مشكلات ساختاری ما را به این ‏سمت برده است؛ عدم شكل گیری ناشران قوی به تعداد ‏كافی و برخی سیاستهای حمایتی مانند توزیع كاغذ ‏یارانه ای، تسهیلات اعتباری و... خیلی ها را به فكر ‏اخذ مجوز نشر انداخته است.‏

به نظرم با مشورت كارشناسان باید یك بازبینی جدی ‏در این زمینه داشته باشیم و اندكی سخت تر و با شرایط ‏فرهنگی بالاتری نسبت به صدور مجوز اقدام كنیم تا ‏سیاستهایی كه به نوعی مروج تولید آثار ضعیف است، ‏تضعیف شود. این نكته مهمی است. به هر حال الان ‏این ناشران مشغول فعالیت هستند. ما باید در كنار اصلاح ‏سیاستهای صدور مجوز، از آثار ارزشمند و فاخر ‏حمایت بیشتری بكنیم. خوشبختانه معاونت امور فرهنگی ‏وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری به ‏خصوص از این نظر كارنامه درخشان تری به نسبت ‏سالهای گذشته داشته و با خرید چشمگیر كتابهای فاخر ‏بر پایه نمایشگاه های استانی به تجهیز كتابخانه های ‏مدارس كمك خوبی كرده است. اگر بتوانیم این سیاست ‏را حداقل برای پنج سال متوالی ادامه بدهیم و به نوعی از ‏این آثار ارزشمند، پیش و پس از چاپ حمایت كنیم به ‏تدریج ناشران ما به سمت تولید آثار فاخر خواهند رفت و ‏در این صورت، امكان ترجمه آنها هم بهتر و مناسب تر ‏خواهد بود. فكر می كنم باید در صدور مجوز نشرمان ‏بازبینی و سیاستهای حمایتی از آثار فاخر را هم تقویت ‏كنیم.‏

ما به عنوان خانه كتاب با برپایی بعضی جایزه های ‏جدید مثل "كتاب فصل" برای معرفی و حمایت از آثار ‏فاخر بسترسازی می كنیم. می دانید كه در كتاب سال، ‏تنها یك اثر را به عنوان برگزیده سال معرفی می كنیم. ‏این خیلی كم است. حتما كتابهایی هستند كه فاصله اندكی ‏با آن كتاب دارند. با برگزاری جایزه كتاب فصل این ‏فضا آماده شد كه كتابهای بیشتری به علاقمندان معرفی ‏بشود. با چنین سیاستهایی باید فضا را به سمتی سوق ‏بدهیم كه آثار فاخر و ارزشمند، بیشتر مورد حمایت قرار ‏بگیرند و نویسندگان و ناشران چنین آثاری بیشتر معرفی ‏و حمایت بشوند تا عرصه بر كتابهای ضعیف و زرد ‏تنگ شود.‏


[بازگشت به فهرست]