در بازار ایران بعد از طلا، کاغذ جزو نقد شونده ترین کالاها است

کد مصاحبه: ۲۰۲ - تاریخ درج: ۱۳۹۰/۰۸/۱۷ - مشاهده: ۴,۱۴۶

اما هر کالایی که زود نقد می شود به معنی سودآور بودن آن نیست. قیمت خارجی کاغذ در اینترنت و قیمت حمل تا بنادر ایران کاملا مشخص است با یک حساب سرانگشتی می توان سود واقعی یک تاجر را حساب کرد.
 

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
آرش کیهان متولد 1355 در تهران است. او که در خانواده ای کاملا بازاری متولد شده است علاقه زیادی به نگاه علمی به اقتصاد و بازار نشان می دهد. آرش سومین نسل از خانواده ی کیهان است که در بازار کاغذ ایران فعالیت می کند و پیش از آن پدربزرگ و پدر او اعتبار فراوانی برای خانواده کسب کرده بودند. او که در وصف خود می گوید؛ زمان زیادی را برای هضم و کنار آمدن با منطق بازار صرف کرده است، امروز رفتار پخته ای از خود نشان می دهد.
 
دیدار ما در برج بلندی مشرف به تهران و زمانی صورت گرفت که ابرهای سیاه تمام آسمان را پوشانده بود. همانطور که ابرهای تیره در افق کوه های شمیران پدیدار می شد کیهان نیز نه آینده ی روشنی برای بازار کاغذ می دید و نه رفتارهای کنونی بازار را منطقی می دانست با این وجود همچنان امیدوار بود و آمده برای بازی سخت تر در این آسمان تیره.
 
آقای کیهان در مورد پدرتون و کار در بازار کاغذ در بازار ایران بگویید و همچنین خود بازار اینکه از ابتدا چه تصوری از بازار در خانواده و ذهن شما شکل گرفت؟
از تجار قدیمی بازار است. از 55 سال پیش کار خود را در بازار کاغذ شروع کرد پیش از آن نیز پدر بزرگم در این شغل فعالیت می کرد که تاریخ آن به 100 سال گذشته باز می گردد.
عکس به دیوار عکس پدر بزرگ شماست (عکس در تصویر)؟
بله.کل خانواده در کار تجارت کاغذ بودند.زمینه فعالیت در آن زمان گوناگون اما محدود بوده است. کاغذ گراف یا کاهی و کوفی یا روزنامه از جمله تجربیات کاری پدربزرگم بوده است. دفتری در اختیار دارم که ریز معاملات بدهی و بستانکاری پدربزرگم را با برخی از تجار باسابقه بازار کاغذ نشان می دهد. جالب است بدانید نوه های بسیاری از این افراد همین امروز در بازار کاغذ کار می کنند و تجارتخانه دارند. چیزی که میان این سطور قابل مشاهده است اعتمادی است که میان این افراد وجود داشته است. نه چکی و تعهدی. پیش تر که می آییم کم کم سفته وارد میدان می شود اما در آن ابتدا اعتمادی بوده که امروز نظیرش را هم نمی بینید.
امروز با مشکل اعتماد در بازار روبرو هستیم؟
نشانه بی اعتمادی همین افرادی است که تعمدا خود را ورشکسته نشان می دهند تا بتوانند به کمک تجار بزرگ ناتوانی خود را جبران کنند. بطور کلی صنف تجار خصوصیت خاصی دارد و از منطق خاص خود نیز تبعیت می کند. شاید بازاریان بدانند که فلان فرد از روی عمد دست به ورشکستگی می زند اما منطق بازار به او می گوید که باید با او مدارا کرد تا صنف سرپا بماند. سال های پیش که همین اتفاقات رخ می داد و من جوان بودم، شخصا بشدت در برابر چنین منطقی مقاومت می کردم و می گفتم؛ باید پاسخگوی بدهی خود باشند. امروز که سنی را در این بازار گذرانده ام می دانم که باید پخته تر عمل کرد و در برابر این رفتار سعه صدر داشت. امروز دیگر همه تجار راحتر از هر زمان دیگر چنین وضعیت هایی را قبول می کنند و با آن کنار می آیند.
این رفتار و منطق در برابر چنین رفتارهای بدور از شان بازار از کجا ناشی می شود؟ منطقا" باید به عوامل محیطی بازار نیز باز گردد؟ ظرفیت بازار و حجم مبادلات افزایش یافته و یا ناشی از تمایل به عدم پیگیری قضایی بدهکاران است؟
مشغله زیاد در روزگار جدید اولین آن است. در این زمان که همه درگیر مشغله های فکری و ذهنی خود هستند کسی براحتی سر یک هفته چنین مسایلی برچیده می شود در صورتی در سال های پیشین مدت زمان بسیار زیادی می برد.
در مورد چرایی غالب شدن چنین منطقی باید بگوییم به عوامل متفاوتی باز می گردد. یکی همان هزینه بر بودن و البته بی سرانجامی و یا زمان بالای ارجاع به محاکم قضایی است. افراد با همین 50 درصدی که از بابت بدهی خود دریافت می کنند می توانند در عرض 1 سال با کار و فعالیت به اصل پول برسند اما با مراجعه به محاکم قضایی تنها زمان از بین می رود و معلوم نیست کی و چگونه پرونده به نتیجه برسد. با توجه به بالا بودن نرخ بهره و تورم زیاد نیز به صرفه است که شخص به نیمی از حق خود راضی شود تا آنکه مثلا در 5 سال بعد همه را دریافت کند!
از سوی دیگر علم امروز به یک مدیر می گوید باید بهترین بهره را از زمان خود ببرد و بجای آنکه درگیر زمان های تلف شده بشود از آن ها برای معاملات دیگر استفاده کند. مدیر باید حاشیه ها را کم کند. برای مثال مدیران و تجار موفق بازار کاغذ افرادی هستند که از هر لحاظ حاشیه هایی که توان و زمان را از آنان می گیرد از زندگی شان حذف می کنند. این افراد معمولا زندگی خانوادگی آرام و بدور از هیاهو دارند. در آنسو افرادی که درگیر مسایل و مشکلات خانوادگی می شوند عمدتا با مشکلات مالی نیز روبرو می گردند. تجار مانند بوکسورهایی هستند که به محض آنکه حواسشان پرت شود، ناگهان نقش بر زمین می شوند. بازار ما بی شباهت به رینگ بوکس نیست.
چند سال در بازار کاغذ تجارت کرده اید؟
در حدود 12 سال به شکل جدی در بازار کار می کنم.
چطور وارد بازار شده اید؟
خودم وارد بازار شدم. نه اصراری از سوی پدر بود و نه تمایلی از سوی ایشان می دیدم. و پس از این مدت می توانم بگوییم که کار کاغذ یکی از کم سود آورترین مشاغل دنیاست.
اما بنظر در ایران که پرسود است و به سرعت سرمایه را باز می گرداند بشکلی که از مشاغل دیگر وارد بازار کاغذ می شوند؟
در بازار ایران بعد از طلا، کاغذ جزو نقد شونده ترین کالاها است. اما هر کالایی که زود نقد می شود به معنی سودآور بودن آن نیست. قیمت خارجی کاغذ در اینترنت و قیمت حمل تا بنادر ایران کاملا مشخص است با یک حساب سرانگشتی می توان سود واقعی یک تاجر را حساب کرد. کاغذ کم ترین سود را در میان کالاهای موجود دارد. بسیاری از سرمایه گذاری های داخلی که برای تولید مقوا یا کاغذ شکل گرفته اساسا سود آور نیست. اگر از گردانندگان این مراکز از چگونگی میزان سودشان بپرسید خواهید فهمید که اگر همین سرمایه گذاری را در بشکل نقد در بانک قرار می دادند امروز به مراتب وضعیت مناسب تری داشتند و سود مناسبی دریافت می کردند.
پس چرا به این کار ادامه می دهند؟
بنظر من تجار و تولیدکنندگان کاغذ در ایران یا عاشق اند یا اینکه دچار روزمرگی شده اند. در غیر اینصورت باید لقای این کار را به عطایش می بخشیدند و سرمایه ی خود را وارد کار دیگری می کردند. در صورتی در تجارت کاغذ موفق هستید که همزمان در شغل دیگری باشید و بتوانید کاغذ را با حمایت آن شغل پیش ببرید.
شاید بتوان گفت شروع عصر کامپیوتر و کاهش تقاضا برای کاغذ به جهت دیجیتالی شدن اطلاعات نیز مسئله دیگری است که باعث رکود در بازار کاغذ شده است؟
خیر. شخصا باتوجه به اطلاعاتی که از مقالات متفاوت گرفته ام اعتقاد چندانی به این موضوع ندارم. به همان اندازه که کامپیوتر وارد زندگی انسان ها شده است اطلاعات نیز افزایش یافته و این باعث جبران کاهش استفاده از کاغذ به عنوان بایگانی اطلاعات شده است.
بنظرم در نهایت تعادل در استفاده از کاغذ حداقل در ایران وجود دارد. در هیچ مقطعی کاغذ ارزش و اعتبار خود را از دست نخواهد. همین امروز با اینکه کتاب خوانی الکترونیکی گسترش پیدا کرده است اما همچنان کتابهای واقعی و جیبی ارزش و اهمیت خود را از دست نداده اند. هنوز هم ارزش استفاده از کاغذ در فرهنگ غربی بسیار بالا است چه برسد به ایران. اگر روزی انسانی نباشد و قرار باشد در موردشان سخنی به میان آید باید گفت؛ انسان ها موجوداتی بودند که دو پا و دو دست داشتند . . . کاغذهای در دستان این موجودات بود که تمام زندگی آنان با این کاغذها می گذشت. کاغذ تکه ای از تن و وجود انسان ها است.
امروز بازار کاغذ ایران با رکود بی سابقه ای روبرو است که شاید نمونه ی آن کمتر در میان تجار سابقه داشته است. بسیاری یکی از دلایل این رکود را مسئله یوزانس و خرید کاغذ به شکل نقد و وعده می دانند؟ عده ای دیگر افرادی را که دست به کار یوزانس می زنند، نیروهای خارج از بازار و عوامل بیرونی می دانند. شما چه نظری دارید؟ آیا نظم بازار به همین دلیل از دست بازاریان خارج شده است؟
کاملا درست می گویند. این آفت مدتی است در بازار ایران بروز کرده و نظم آن را دگرگون ساخته است. صنف کاغذ یکی از مظلوم ترین و کم سود ترین مشاغل دنیا است. چرا این افراد با وجود داشتن خط یوزانس به سراغ کاغذ می آیند و هیچ کالای دیگری را وارد نمی کنند. چرا کاغذ؟ چون کاغذ بی تخصص ترین کالای دنیا است. این افراد با بدست آوردن درآمدی که از بابت فروش کاغذ پایین تر از قیمت بازار و البته پایین تر از خرید خود دست به یک عمل تجاری میزنند. اگر فرض را بر ضرر 6 درصدی این افراد بگیرم باز برنده هستند زیرا که 1 سال وقت دارند تا پول را بازپرداخت کنند. اگر در نزول سرمایه بگذارد (ببخشید این را می گوییم اما چنین آفاتی در جامعه وجود دارد) 36 درصد سود دارد که 6 درصد را به بانک و 30 درصد را برای خود بر می دارد.
در این زمان ما چه می توانیم بکینم. باید توان مالی ما در حدی باشد که خود خریدار کاغذ باشیم. اگر کاغذ فروش این کالا را بخرد اینقدر بلد است که از این دست آدم ها کالا را به صرفه دریافت کند. این عمل نه تنها در جهت سالم سازی بازار است بلکه عمل کاملا اقتصادی است. باید گفت؛ دست چنین افرادی درد نکند، سودشان هم نوش جانشان. اما معمولا این افراد بسیار بالاتر از حجم بازار کالا وارد می کنند که از توان تجار کنونی بازار ما خارج است. این افراد با تبلیغ در بازار ناگهان نظم آن را دگرگون می کنند. این کار به معنی شکستن بی منطق قیمت ها است. یوزانسی آفت می زند که نتوان کنترلش کرد. ضربه به بازار یعنی ضربه به من، ضربه به من یعنی ضربه به صنف. ما یک کل کامل هستیم که در صورت ضربه خوردن بازار صدمه می بینیم. اصل یوزانس حق تجار است اما باید روش منطقی داشته باشد و در صورتی که غیر وارد شود و از این روش استفاده برد کار از دست ما خارج می شود.
رکود کنونی را چگونه می بینید؟ چند هفته پیش بازار تکانی به خود داد اما باز سرجای خود باقی ماند. خیلی ها می ترسند که نکند تغییری که قرار بود در ماه های آخر سال شاهد آن باشیم همین بوده باشد؟
روند بازار تا زمانی که افراد خارج بازار در آن هستند همین خواهد بود. نمی توان از بازار کاغذ توقع بازار ماشین را داشته باشید. در بازاری که همه وارد کننده شده اند و همه نیز انبارهای پر دارند، روال کنونی پابرجاست. تجار باسابقه تنها باید توانای مدیریت مالی را داشته باشند. تجار باید حواسشان باشد که سلامتی و اعتبار خود را در این بازار از دست ندهند.
با توجه به گفته شما بازار کاغذ نیز مانند بازار طلا تبعات رکود اقتصادی در ایران را می کشد و سرمایه های سرگردان را به خود جذب می کند؟
بالاخره کل بازارها یک اقتصاد را می سازند. وقتی کل اقتصاد ضربه می خورد تمام بازار ها نیز جز به جز ضربه می خورند. شاید در مقطعی این چنین شود اما در کل تاثیراتی که محدودیت گشایش ال-سی و یا مسایل تجاری دیگر بوجود آورده تاثیر خود را بر بازار کاغذ گذارده است.
با بروز مشکل در بازار ملک بطور کلی تمامی بازار ها نیز دچار مشکل شد و تسری پیدا کرد. اما این رخ دادی است که برای همه بازارها بوجود آمده است. در بازارهای جهانی نیز رکود از بازار ملک شروع شد و در ایران هم. بطور کلی با این سخن که اگر مشکلی هست برای همه است می توان خود را دلداری داد. تب مصرف گرایی تمام جهان را گرفته است. این به نوبه خود به ایران نیز تسری یافت. بانک ها نیز این پدیده را با پشتیبانی مالی مردم تشدید کردند. نهایتا این شکست اعتباری شروع شد و قدم به قدم به تمام جهان گسترش یافت.
با توجه به افزایش قیمت کاغذ روزنامه بدلیل رشد تعرفه ی گمرک تا سقف 10 درصد، آینده ی دیگر کاغذهای موجود را چگونه می بینید؟ اساسا مگر با افزایش این تعرفه در دوران رکود بازار کاغذ به این بازار ضربه وارد نمی شود؟ چرا چنین روندی سیاستگذاری می شود؟
من با خبرگزاری مهر نیز مصاحبه داشتم. قطعا این افزایش قیمت به بقیه کالاها تسری پیدا نمی کند زیرا بازار مصرفی متفاوتی دارند. بنظرم افزایش تعرفه یک اشتباه محض است. زمانی که قیمت افزایش بیابد روزنامه ها به تولید داخل رجوع می کنند که جوابگوی مصرف داخل نیست. بدین ترتیب بسیاری از مطبوعات توانای پایین نگه داشتن قیمت تمام شده را ندارند و بسیاری از خوانندگانشان را از دست خواهند داد. در آن سو با دادن کاغذ به عده ای و ندادن به عده دیگر به دلیل کمبود کاغذ نوعی سیاسی کاری هم شکل می گیرد. از سوی دیگر قیمت بالای روزنامه مردم را به سوی اخبار نادرست آنسوی مرز می کشاند. مگر نه اینکه روزنامه یکی از موثرترین روشهای مبارزه با هجوم رسانه ای غربی است. رسانه ای که 100 درصد مغرضانه سخن می گویند، باید در کمیسیون فرهنگی مورد بررسی شود. نباید با دست خود جلوی واردات را بگیریم.
من چندین بار گفتم ام که برای مقابله با تحریم ها دولت تنها نظاره گر باشد، تجار می دانند چه کنند. تجار ایرانی براحتی می توانند واردات انجام دهند، حتی از خود آمریکا. تمامی این موارد راه و روش های خود را دارد. دولت خود برای واردات عادی مشکل ایجاد می کند چه برسد به کمک دولت برای مقابله با تحریم.
با توجه به سخنانتان وضع بازار در آینده چگونه خواهد شد. بنظر می رسد نباید خیلی امیدوار بود؟
بازار کاغذ از این رکود خارج نمی شود. من آینده ی خوبی را برای بازار نمی بینم. هر معلولی، علتی می خواهد. من علتی را نمی بینم که در آینده تغییری در بازار ایران بوجود آورد. نه قرار است دلار پایین بکشد و نه تحریم ها برداشته شود. کارخانه از ماه آذر قرار نیست ناگهان به کار بیفتند یا مثلا تقاضا افزایش پیدا کند. بنابراین آینده برای بازار کاغذ روشن نیست.
بنظرم اوضاع از این بدتر خواهد شد و باید منتظر و آماده ی رکود شدیدتر باشیم که از تبعات رکود جهانی اقتصاد است.
 
 
منبع : مرکز اطلاعات کاغذ ایران

[بازگشت به فهرست]