ورشکستگی های جدید در راه است

کد مصاحبه: ۱۹۶ - تاریخ درج: ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ - مشاهده: ۲,۸۰۴

بسیاری از شرکت های کره ای در بازار ایران افرادی را دارند که با ۵ یا ۱۰ دلار حاضرند اطلاعات کامل بازار از موجودی تا وضعیت کامل قیمت ها را در اختیارشان بگذارند.
 

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
مهدی تقی زاده صدای گرمی دارد.این اولین مشخصه ای است که در مواجهه با او به چشم می آید.تاجر باسابقه ای که کسی در ظهیر الاسلام نیست که نام و نشانش را نداند.خوش مشرب ،خاکی و خونگرم است.در طول مصاحبه از 3 موضوع به کرات یاد کرد؛مشورت و توجه به تجار پر سابقه،سنت گذشته بازار و رعایت شرع در معاملات روزمره.شرعی که بنظر او امروز در بازار گمشده است.اما خصوصیتی که تقی زاده را از هم مسلکانش جدا می کند شم تیز او در مورد آینده بازار است. پیش از این مصاحبه او پیش بینی کرده بود که ورشکستگی های در بازار رخ خواهد داد و در هنگام ضبط مصاحبه رخ داده بود.همینطور در هنگام مصاحبه نیز او بر این امر تاکید کرد که انتظار بیش از این را داشته باشید و امروز پس از 3 روز از تنظیم آن باز ندای ورشکستگی های کم و زیاد از گوشه کنار بازار به گوش می رسد.
 
تقی زاده کار خود را با یک جمله توصیف می کند ؛تجارت کاغذ کار مردی است.انگار که خوب می داند در این آشفته بازار کاغذ ایران تنها آنانی که شم تیز و ذکاوت داشته باشند،باقی می مانند.
آقای تقی زاده از کی شروع کردید و از چه زمان وارد بازار کاغذ شدید.
پدرم در باغ همایون کاغذ فروش بود.از راهنمایی که تعطیل می شدم، پیش پدرم سر کار می رفتیم.
متولد چه سالی هستید؟
1343
بنابراین این داستان مربوط به سالهای 52 و 53 است.
بله.در کنار پدر کار می کردم.تا اینکه سال 63 رشته مهندسی عمران در دانشگاه تهران قبول شدم.یکی دو ماهی رفتم اما چون علاقه ی زیادی به کار داشتم نهایتا درس رو رها کردم و به کاری که علاقه داشتم،پرداختم.
یعنی مهندسی عمران دانشگاه تهران را رها کردید!
بله.اینکار را با مشورت کردم. پیش تک تک اساتیدم رفتم و از آنها پرسیدم و برایشان تشریح کردم که علایق و وضعم چگونه است.آنها گفتند؛اگر علایقت این را می گوید به سمتی برو که دوست داری.تمامی اساتیدم بدون استثنا گفتند؛ اگر در کنار پدرت موفقیت مالی بهتری خواهی داشت، معطل نکن و برو.
چرا به دانشگاه رفتید وقتی با علایقتان جور در نمی آمد.
مدرسه موسوی می رفتیم، جزو مدارس خوب منطقه 12 بود.من از دانش آموزان متوسط بودم.در کنار بچه های باهوش کلاس شروع به خواندن برای کنکور کردم.گروهی درس می خواندیم. از 26 نفرمان ،24 نفر دانشگاه تهران قبول شدند.وقتی بیشتر به دانشگاه رفتم متوجه شدم انگیزه ی زیادی ندارم برای همین دانشگاه را کنار گذاشتم.
از سال 64 وارد بازار کار شدید.
بله.خیلی فعال بودم.تا آخر شب کار می کردم.
برادرتان همان زمان شهید شد.
سال 62 در مهاباد کردستان شهید شد.سرمایه ایشان یک پیکان بود که به من رسید.این پیکان شد سرمایه کار من و البته برکت زندگی من،از همان ماشین به اینجا رسیدم.بعد از اینکه پدرم دید من چقدر علاقه دارم کم کم من را وارد حیطه کار کرد.اول یک مغازه نزدیک بانک ملت،اول ظهیر الاسلام گرفتم.4سال تنها کار می کردم و در همان زمان هم تشکیل خانواده دادم.خوب،کم کم زندگی و وضع هم عوض شد.بازار تغییر کرد و پیشرفت هم بدنبالش آمد.
اما الان از وضع بازار خوشحال نیستید.
وضع خوبی نیست .چند سالی می شود که همه چیز به هم ریخته است. اما اگر منظورتان رکود است ،نه.اتفاقا این رکود خوب است .بازار همین است. تاجری کار بزرگ می کند که در این بازار بماند.تجارت یعنی باقی ماندن در این بازار.
از چه سالی احساس کردیدکه بازار دیگر بازار قدیم نیست.
دوسالی هست که دیگر مانند گذشته نیست. تا سال 85 نیز خوب بود و با دلار ثابت فروش خوب هم بدست می آمد و ناگهان بهم ریخت.زمانی که بحران اقتصادی جهان با وضع بد اقتصادی داخل دست به دست هم داد تا بازار کاغذ وارد رکود شود.
و امروز بازار ایران بجای رسیده که نمی توان جلوی آن را گرفت.رکود امسال خیلی افراد را به زمین زد. این اتفاق چگونه افتاد.
پس از گران شدن دلار در بازار داخلی فروشندگان خارجی سعی کردند که قیمت ها را افزایش دهند اما مقاومت برخی افراد همین بازار باعث شد که نتوانند به این کار دست بزنند.
بسیاری از شرکت های کره ای در بازار ایران افرادی را دارند که با 5 یا 10 دلار حاضرند اطلاعات کامل بازار از موجودی تا وضعیت کامل قیمت ها را در اختیارشان بگذارند.با این وضعیت ،مقاومتی که با اتحاد برخی بازاریان ایجاد شد در نهایت توانست ثمربخش باشد.دلیل این وضع سفارش بالا در ماه های آخر سال 89 بود.پیش بینی در 6 ماهه اول با توجه وضعیت کلی اقتصادی –سیاسی کشور و بحران های جهانی کاملا تقاضای پایین را نشان می داد. مشخص بود که جنس در بازار کم نخواهد آمد و افزایش خواهد یافت.بازار شروع به افت کرد و امروز کار به التماس طرف خارجی کشیده که جنس خریداری کنیم و ما نمی توانیم این کار ار بکنیم.
6 ماهه اول سال اخیر نسبت به سال گذشته 30 تا 40 درصد جنس خریداری شد .این خرید هم از روی نظم بازار نبود بلکه به اجبار این کار را انجام دادیم.
این مشکل بزرگی برای بازار است که این مقدار جنس وارد آن شده است.
بببینید این یک عملکرد روانی است.ناگهان خبر در بازار می افتد که باید جنس خریداری کرد و همه به این سمت می روند.کسانی که در بازار ایران کار می کنند بشکل تخصصی به واردات جنس نمی پردازند ،80 درصد بازاریان و وارد کنندگان از روی محاسبات علمی بازار ،مبادرت به واردت جنس نمی کنند.البته عده ای نیز کاملا علمی کار می کنند اما در نهایت نتیجه کار در کلیت بازار به نفع بازار تمام نمی شود.
بسیاری کار اصلیشان اساسا کاغذ نیست.این دسته افراد اکثرا در بازار های مختلف سرمایه ی خود را به گردش می اندازند تا یکی در نهایت موثر واقعه شود.یکسری چیزها اساسا رعایت نمی شود.
منظورتان از یکسری چیزها همان تجارت سنتی و اصول آن است.شما تا اندازه ی بسیاری از تجار سنتی و روش سنتی تبعیت می کنید .درست است؟
شاید بشود اینگونه گفت.امروز برخی افراد که وارد بازار شده اند تنها آموخته اند بایکدیگر در رقابت باشند که مشتریان یکدیگر را بریابند و به هر صورت که شده به سود بیشتر برسند .این عمل را به هر طریق ممکن انجام می دهند.
اسمش سوداگری نیست؟
شما می توانید هر اسمی که مناسب است بر آن بگذارید.افراد به این فکر نمی کنند که بسیاری زیر پا له خواهند شد و بطور کلی اخلاقی که در بازار رعایت نمی شود.می گویند؛هدفم این است که روی شما رد شوم .
در بسیاری از این موارد ربا و دروغ وجود دارد.یک نمونه آن فروش جنسی است که به نام کره بفروش می رسد.ما این جنس را 7 سال پیش ارائه کردیم.شرکت تولید کننده ورشکست شد و امروز همین برند در چین تولید می شود اما با نام کره بفروش می رسد.
شخصا از چین کاغذ پشت چسبدار وارد می کردم.به من پیشنهاد کردند که با هر مارکی که بخواهید برای شما ارایه خواهیم داد ، اما زیر بار نرفتیم.چون این با اخلاق بازار جور در نمی آید.همین کارخانه در تایلند با دستگاه ژاپنی کاغذ تولید می کرد ولی با کیفیتی کمی پایین تر.باز همین پیشنهاد از سوی تولید کننده به ما داده شد و نپذیرفتیم.می خواهم بگویم می شود گفت؛نه.اما برخی افراد این کار کردند.به این ترتیب اصول تجارت را زیر پا می گذارند.
با این حساب می توان گفت بازار در مقابل تهدیدات خارجی و مشتریان خارجی می تواند مقاومت کند اما در مقابل مناسبات و عوامل داخلی خیر؟
درست است.بخاطر ناسالم بودن برخی مناسبات بازار است.برای مثال اگر 10 تاجر ،بازار را دستشان بگیرند ،یک کاغذ فروش و یا فردی که به تازگی وارد بازار شده است نمی تواند در مقابلشان مقاومت کند.اکثر تجار قدیمی بازار را ترک کرده اند زیرا که خرید و فروشهای امروز بازار را بطور کل قبول ندارند.
این روند معاملات هم از لحاظ شرعی و عرفی و هم از لحاظ اصول تجارت جهانی کاملا نادرست است.نمونه این موضوع همین تحریر است که بروی هر بند 4000 تومان ضرر است .چرا؟فلان فروشنده 100 میلیون تحریر می فروشد.این فرد صبح چند هزار دست کاغذ تحریر به شکل نقد و وعده می خرد و به پایین ترین میزانی که می تواند می فروشد.این یعنی ضربه به بازار .
بنابراین بازار توانایی آن را دارد که در مقابل فشار خارجی به سخن واحد برسد.پس چرا همیشه اینگونه نیست و در درون بازار همیشه اختلاف هست؟
اگر ما باهم باشیم و سعی کنیم بازار را کنترل کنیم قطعا توان مقابله با حرکت های از این دست را داریم. گرچه با وضع کنونی که تجار فراوانی وارد بازار شده اند،قطعا به این راحتی ها نیست.(لبخند).
با این وضعی که پیش آمده امکان دارد عده ای ریزش کنند؟ در ضمن شما پیش از این پیش بینی ورشکستگی های را کردید که در راه است.بنظر می رسد که هر روز داریم خبر جدیدی از این نوع را می شنویم.
من می بینم این افراد هیچگونه در آمدی ندارند.همینطور کورکورانه پول مردم را دست به دست می کنند و کار مفیدی که بازده داشته باشد انجام نمی دهند.اگر مسیر را درست برویم با چنین وضعی مواجهه نمی شویم.
این روند (سوداگری)از همان دسته عملکردهایی است که شما می گویید.
اگر در بازار رواج یافت تا کی و به چه مدتی ادامه خواهد یافت.آیا توانایی آن را دارد که تجار سنتی را کنار بگذارد و رویه جدید خود را تثبیت کند؟
ببینید همین ورشکستگی اخیر زنگ خطر را برای عده ی زیادی به صدا درآورد .از فردا شما خواهید دید که بازاریان بشدت احتیاط خواهند کرد.من بشما می گویم که چند تای دیگر هم در راه اند و بزودی خود را نشان می دهند.شخص به این نیت می آید جلو که بردارد و برود! اساسا به آینده خود فکر نمی کند.دیگر مثل گذشته اعتبار مطرح نیست.تنها میان عده ای از تجار هستند که به قوانین اصلی بازار احترام می گذارند.در قدیم اگر کسی زمین می خورد،دور هم جمع می شدند و او را دوباره بلند می کردند ولی امروز!(سرش را پایین می اندازد و تکان می دهد)
یعنی این هم یک پیش بینی جدید از شماست.
نه.ولی می بینم که با این روند حتما اینگونه خواهد شد.من از این اتفاقات راضی نیستم چون به بازار لطمات جدی وارد می کند .وقتی فردی ناگهان ورشکست می شود ،یکماه بازار راکد می شود.ولی در بلند مدت برای بازار خوب است چون ریزش زیاد می شود!به این ترتیب کسانی که تاجر واقعی اند و تخصصی کار می کنند ،باقی می مانند.در حقیقت به این ترتیب بازار خود را به وضع متعادل خودش باز می گرداند.
برخی می گویند در گذشته در بازار سنتی ما چند نفر محدود تعیین کننده بودند و این افراد هر طور که می خواستند قیمت ها را تعیین می کردند.این باعث میشد که با خریدار به انصاف رفتار نشود.
در گذشته بنکدار ،خرده فروش ،عمده فروش مجزا و مشخص بودند.امروز هرکسی که تازه از راه می رسد ادعای واردات می کند.عده ای حتی کشتی های مردم را مال خود می دانند.(میخندد)با 50 یا 100 میلیون دست به واردات می زنند و اینگونه نظام بازار را بهم می زنند و البته به خود لطمه وارد می کنند.
این افراد نه از کشایش اعتبار چیزی می دانند و نه از تحولات و ملزومات بازار.تنها این را می دانند که کاغذ را وارد کرده ام.این افراد تنها به فکر به دست آوردن آن سود بودند .به هر طریق ممکن.
و بازاریان سنتی همه را می دانستند.
بله.وقتی نرخ را تعیین می کردنند این کار را درست انجام می دادند.در نظام گذشته تاجر و خرده فروش وتمامی عوامل بازار به یک سود مشخص و منطقی می رسیدند.این سود در نهایت برای کسی اجحاف بهمراه نداشت.امروز تجار همگی ضرر می کنند.این ضرر نه تنها در میان تجارکه در میان تمامی بازاریان احساس می شود.
برخی می گویند این تجار قدیمی بازار از توزیع کنندگان و وارد کنندگان تازه ای که آمده اند و نظم بازار را بهم ریخته اند عصبانی اند.برای همین از ظرفیت های مالی خود استفاده کرده قیمت ها را تا جای که می توانند پایین می آورند تا گروه جدید بطور اتوماتیک از بازار خارج شود.
درست است.باید این کار بکنند.البته بگویم؛که نه من که هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تعیین کننده است.حتی اگر 10 نفر هم دور هم جمع شوند باز هم نفر دیگری هست که مانع به نتیجه رسیدن گروه اول شود. اما مسئله در اینجاست که می توان با بیست تن گلاسه بازار کاغذ را ملتهب کرد و به آن شوک وارد کرد.من اعتقاد دارم یک تاجر خوب باید این کار را بکند.وقتی یک دلال بخواهد قیمت بازار را تعیین کند و یا نظم بازار را بهم بریزد قطعا می توان و باید او را خارج کرد.
وقتی قیمت کاغذ بالا می رود اولین کسانی که از این داستان سود می برند خارجی ها هستند.در این زمان همه به وارادت حجوم می آورند.سیاست درست یک تاجر خوب باید این باشد که از افزایش قیمت کاغذ جلوگیری کند.زمانی بوده که من بقدری کاغذ داشته ام که می توانستم 200 یا 300 تومان بالاتر از قیمت واقعی بفروشم.اما به چند دلیل این کار نکرده ام ،یکی از آنها بهم ریختن نظم بازار بوده است. باید طوری تجارت کرد که به آن آخر رسید.من می خواهم در این بازار بمانم.من درمورد ریورا هم از همین سیاست استفاده کردم.
حالا که بحث ریوریا شد باید بگوییم که جایی شنیدم که می گویند این کنکورد نیست و کنکورد مارک مشخص خود دارد و این محصول مال کشور چین است نه اندونزی.
این مصادق همان سخن اول است که گفتم؛تخصصی میان این افراد وجود ندارد.تجار پر سابقه می دانند که این همان مارک کنکورد است.شما از آقای بیک که خودشان کنکورد وارد می کند می توانید تحقیق کنید.عده ای هم از ایشان جویا شده بودند اما ایشان گفته بود که ریوریا همان کنکورد است.جای شک وجود ندارد.کنکورد درابتدا در اختیار خود ما بود.سال 75 دولت دخالت زیادی داشت به همین خاطر با ظرفیت کم وارد می کردیم.کنکورد تولید بالایی دارد، در عین حال آقای بیک فروش آن را در انحصار خود کرده است.ما بقی محصول با نام تجار ریوریا توزیع می شود .گرچه مارک سومی نیز هست که بسیار محدود عرضه می شود.
با این اوصافی که شما می گویید بازار ایران خیلی پیچیده تر از آن است که تنها بایک اصل تجارت بخواهیم آن را تحلیل کنیم.
بله.چهار سوی خود را باید نگهداری کنی.بازار ایران متلاطم تر از آن است که بتوان به راحتی آن را تحلیل کرد .من به شخصه بعد از این همه سال برای بسیاری از عملکرد هایم ابتدا با چند نفر از قدیمی های بازار مشورت می کنم و سپس دست به انتخاب مسیر خود می زنم.در بسیاری از این موارد شرع معامله نیز رعایت نمی شود.بازار ما اینگونه شده که به بسیاری از این موارد اهمیتی نمی دهند.وقتی هدف سود است پس بسیاری از چیزها نیز پایمال می شود.
پیش بینی امروز شما برای بازار کاغذ چیست؟
برای نیمه دوم سال همیشه موقعیت خوبی متصور بوده اند.اما قطعا مانند پارسال نخواهد شد. مصرف ما در ماههای آبان و آذر همیشه مناسب خواهد بود.اما این رکود همیشه در کار ما خواهد بود.
امسال اقتصاد جهانی دچار صدمات زیادی شد. بهرحال ما وابستگی هایی به این اقتصاد داریم و از آن متاثر خواهیم شد.طی سالهای گدشته که دلار ثبات خوبی داشت ما نیز از فروش و سرمایه گذاری خود مطمئن بودیم.برای مثال با برخی از تجار می نشستیم و میزان وارداتی که باید می داشتیم را تا انتهای سال محاسبه می کردیم.بنابراین می توانستیم فروش تا آخر سال را محاسبه کنیم. حتی گرم مورد استفاده را کاملا می دانستیم.اما امروز مطمئنم که سیاستمداران هم نمی دانند وضع اقتصادی به کدام سو می رود.به یکبار تغییر و تحولی رخ می دهد و همه چیز دگرگون می شود .بحران اقتصادی در دنیا شکل می گیرید و اثر خود را بر بازار ایران می گذارد .بنده این بازار را دوست دارم.بازار همین است و کار کاغذ هم کار مردی است. باید بتوانی در این وضع هم دوام بیاوری.
 
 
منبع :مرکز اطلاعات کاغذ ایران

[بازگشت به فهرست]