چهره های ماندگار تاریخ چاپ کشور

کد مقاله: ۷۱۷ - تاریخ درج: ۱۳۹۴/۰۴/۰۸ - مشاهده: ۱,۲۱۴

گفتگو با مجید فرشی فرید ، پیشکسوت صنعت چاپ ایران

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
عامل موفقیت، وجدان کاری و کار خوب است
مجید فرشی فرید در یکی از روزهای اردیبهشت بعد از وقفه ای طولانی به دفتر ماهنامه چاپ و نشر در طبقه چهارم ساختمان ضلع جنوبی میدان رسالت آمد با همان روحیه مثبت و چهره  خندان روبروی ما نشست و از خود و دنیای چاپ برایمان گفت و با کلی روحیه نشاط و شادابی ما را ترک کرد.
مجید فرشی فرید در بیستم تیرماه 1322 در محدوده خیابان شاهپور (وحدت اسلامی) چشم به جهان گشود. 
تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه سهروردی و دقیقی و دبیرستان حکیم ناظمی و مدرسه فنی تهران گذراند.
چون در آن سال ها مدارس فنی دیپلم نمی دادند  و فارغ التحصیلان کارگر ماهر شناخته می شدند بنابراین برای کسب دیپلم یکسان در دبیرستان درس ریاضی خواند. بعد از گذراندن خدمت سربازی در سال 1344 در سازمان آب تهران استخدام شد و ضمن کار به فرا گرفتن تحصیلات عالی در مدرسه عالی حسابداری و سازمان مدیریت صنعتی تحصیلی خود را به پایان رساند. آنچه در پی می آید گپ و گفتی است با ایشان از روزگار سپری شده و زندگی توام با حرفه چاپ است.
 
از کجا شروع کردم
من در خانواده ای علاقمند به کتاب و درس بزرگ شدم . پدرم و مادرم اهل تبریز بودند و تبریز از اولین شهرهایی بود که دستگاه چاپ به آن وارد شد . به همین سبب بسیاری از خانواده های تبریزی علاقمند به کتاب و کتابخوانی بودند و من از ابتدا به خواندن و نوشتن علاقه وافری داشتم و قبل از رفتن به دبستان توانستم بخوانم و بنویسم و یا اینکه پدرم بازرگان بود ولی به هر تقدیر شغل اداری را برگزیدم و در سازمان آب تهران مشغول شدم. 
من در سال 1351 ازدواج کردم که حاصل این ازدواج دو پسر و یک دختر بود. در سال 1352 برحسب اتفاق با آقای منصفی پسر عموی همسرم مواجه شده و با تعمیر یکی از دستگاه های گراورسازی آن چاپخانه ها به کار چاپ وارد شدم و پس از تعمیر چند دستگاه به این کار علاقمند شده و با دنیای از تکنیک آشنا شدم و متوجه شدم که می توانم خودم را در این دنیا پیداکنم.
 
عشق به سرافرازی ایران
درسال 1354 توانستم در تعمیر ماشین های گراورسازی استادکار  رشته مزبور شناخته شوم و صلاحیت دایر نمودن کارگاه را کسب کنم (مجوز وزارت کار) و در همان سال چند دستگاه لیتوگرافی، تاریکخانه و میزهای مربوط را برای اولین بار در ایران با فرم و شکل جدید ساخته و در حالی که هجوم کالاهای کشورهای غربی میدان را بر تولید داخلی تنگ کرده بود، با تاسیس موسسه تکنام توانستم صنایع لیتوگرافی را از بند وابستگی رهانیده و در همان سال ها با غول های صنعتی و تجاری مبارزه کرده و این علیرغم هر نتیجه ای که ممکن بود داشته باشد علاوه بر جنبه فنی و اقتصادی آن از جنبه غرور ملی ایران حائز اهمیت بود. در سال 1356 از سازمان آب بیرون آمدم و برای بازدید و آشنا شدن با سیستم تولید دستگاه های لیتوگرافی های موسسات مختلف و دانشکاه ها و سازمان ها کردم و این کار تا سال 1382 ادامه داشت و با واردات دستگاه چینی ناچار به کنار گذاشتن این کار و وارد دوران بازنشستگی شدم.
مجوز ها و تشویق نامه ها
- درسال 1360 از سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران
- در سال 1362 از وزارت ارشاد اسلامی پروانه مدیریت ویژه در ساخت و تحقیق در امور چاپ به نام موسسه تکنام
- در سال 1366 کانون مخترعین و مبتکرین و محققین ایران
- در سال 1368 جهاد سازندگی استان تهران
- در سال 1361 شرکت در نمایشگاه اختراعات و ابتکارات مرکز توسعه صادرات و کسب تقدیرنامه
- در سال 1371پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب
- در سال 1372 نمایشگاه بین المللی ماشین آلات چاپ و بسته بندی
- در سال 1374 پروانه بهره برداری وزارت صنایع
 
از آنجایی که دستگاه های چاپ با رشته های مختلف برق، مکانیک، الکترونیک درارتباط بوده و من با توجه به اینکه با کارشناسان و افراد مختلفی در رشته های مختلف آشنا بودم از این موضوع در جهت ارتقاء صنعت چاپ استفاده نموده و توانستم با ایجاد کارگاه های مختلف آموزشی کارگران در این رشته به صنعت چاپ خدمت نمایم و خدا را شکر می کنم تمام دوستانی که با من همکار بودند در جهات مختلف موفق می باشند و همچنین تمام افراد خانواده که به هر صورت در خدمت این صنعت شریف بودند از نتایج سال ها تجربه بهره گرفته و تمام و کمال در خدمت صنعت چاپ می باشند.
البته اعتقادم بر این است که تلاش سال ها تجربه بایستی به فرزندان انتقال یابد و فرزندان بتوانند ادامه دهنده راه پدر باشند. عملاً این موضوع در خانواده انجام شده و خوشبختانه فرزندانم ادامه دهنده راه پدر می باشند.
من در سال هایی که تحریم ها وجود داشت توانستم صنعت لیتوگرافی را به صورت عملی در چند دانشگاه تجهیز و تدریس نمایم.
همانطوری که ما در هوا غرقیم و بدون آنکه آن را حس کنیم نمی توانیم بدون آن لحظه ای زندگی کنیم چاپ نیز بدون آنکه آن را حس کنیم غرق در آنیم و یک لحظه بدون آن نمی توانیم زندگی کنیم و چاپ در تمام عرصه ها در زندگی ما می باشد.
منبع: ماهنامه چاپ و نشر شماره 124

[بازگشت به فهرست]