چهره های ماندگار تاریخ چاپ کشور

کد مقاله: ۶۶۳ - تاریخ درج: ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ - مشاهده: ۱,۴۳۳

علیقلی حسنی اعظمی، مردی که او را باید برای تمام فصول این صنعت نامید چون با عشق و علاقه وافری در این راه زندگی می کند و کمتر کسی است که در این صنعت او را نشناسد.

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
" من علیقلی حسنی اعظمی متولد 1329  در تبریز هستم،تحصیلات من دررشته حسابداری صنعتی می باشد ولی بنا به علل مختلفی در زمینه کارتن سازی مشغول به کار شدم و از سال 1352 در این صنعت مشغول بکار هستم و تقریبا تمام مراحل کاری از کارمندی فروش تا به عضویت درآمدن هیات مدیره و مدیریت عاملی را تجربه کرده ام.از سال 1363 انجمن کارتن و ورق به وجود آمد که بنده از همان ابتدا تا به حال بعنوان مدیر عامل این مجموعه نیز به فعالیت می پردازم . اخیرا نیز در همین زمینه تعاونی کارتن و مقوا بوجود آمده است که من به عنوان رییس این تعاونی  نیز انتخاب شده ام و خودم را یکی ازسربازان صنعت کارتن و ورق کشور می دانم." 
 
این صحبت های یکی از پیشکسوتان عرصه کارتن و ورق کشور است. مردی که او را باید برای تمام فصول این صنعت نامید  چون با عشق و علاقه وافری در این راه زندگی می کند و کمتر کسی است که در این صنعت او را نشناسد. با ما همراه شوید تا با زندگی مدیرعامل کارتن سازی میهن تهران آشنا شویم.
 
به فکر بسته بندی و کارتن سازی بودن
او در مورد ورودش به این صنعت به ما می گوید: من در دوران جوانی همزمان با تحصیل در شرکت بنزسازی تبریز به نام شرکت ایدم کار می کردم و حدود دو سال در آنجا کارهای فنی انجام می دادم و بعد از آن به بخش طراحی منتقل شدم و در قسمتی مشغول شدم که مربوط به بسته بندی قطعات می شد، از همان جا با کارتن آشنا شدم ولی درهمان هنگام مجبور شدم به خدمت سربازی بروم . در تمام دوران سربازی به فکر بسته بندی و کارتن سازی بودم و علاقه شدیدی در من ایجاد شده بود . به واسطه یکی از بستگان که در شرکت سماورسازی عالی نسب مشغول بود با مرحوم حاج آقا عالی نسب آشنا شدم که بنیانگذار شرکت کارتن سازی میهن بودند. به محض اینکه با حاج آقا عالی نسب آشنا شدم کار من در این زمینه شروع شد و تا امروز نیز ادامه دارد.
 
جوانی و آرزوهای پر از شوق 
هرکسی در دوران جوانی علایق و انگیزه های خاص خودش را دارد. برای من در زمان کار کردن در شرکت ایدم موقعیتی پیش آمد که به همراه تیمی از افراد مشغول در این شرکت به آلمان برای کسب مهارت های لازم فرستاده شوم و من از این بابت بسیار خوشحال بودم.
ذوق زیادی از این بابت در من ایجاد شده بود غافل از اینکه من سربازی نرفته بودم و نمی توانستم از کشور خارج شوم و چون از این موضوع بی خبر بودم سعی بر راضی کردن خانواده و مخصوصا پدرم داشتم . به اصرار فراوان توانستم خانواده خود را راضی به این مسافرت دوساله کنم . وقتی در شرکت ایدم اسامی افراد خوانده شد به من گفتند که به شما پاسپورت ندادن من گفتم برای چه این اتفاق افتاده، گفتند بخاطر اینکه که شما سربازی نرفته اید.بعد از سه ماه درگیری فکری و شنیدن این خبر تمام رویاهایم نقش بر آب شد و بسیار ناراحت شدم ، به شدت دوست داشتم که به آلمان بروم و صنعت آنجا را ببینم اما وقتی فهمیدم نمی توانم این کار را انجام دهم دچار افسردگی شدم و نتوانستم در بخش فنی به کار ادامه دهم و به همین دلیل به بخش طراحی و بسته بندی منتقل شدم و از همانجا بود که جرقه های کارتن سازی در ذهنم ایجاد شد.
 
سختی های راه
در سال 1357 در ایران فقط هفت کارتن سازی وجود داشت و تولیدات همه خوب بود و بدون مشکل همه در کنار هم کار می کردند. تمام کار سفارش صنایع در این هفت شرکت توزیع می شد و همه در سه شیفت کار می کردند و کار بسیار خوب و پرفایده بود ولی به تدریج کارتن سازی ها زیاد شدند و بدون حساب و کتاب مجوز تولید و بهره برداری فراوان داده شد و سطح کار تمام کارتن سازی ها پایین آمد و ظرفیت تولید هم به 30 الی 40 درصد افت پیدا کرد. این مشکلی است که از روی بدون فکر انجام دادن کار به وجود آمده ولی باید حل شود که البته رفته رفته این قبیل مشکل از بین خواهد رفت.
ازدواج و خانواده
من در سال 1352 ازدواج کردم وحاصل آن دو پسر و یک دختر است که یکی از پسرانم بعد از سربازی سراغ کارهای بازرگانی کاغذ  و کارتن آمد اما دو فرزند دیگرم در رشته های خودشان مشغول بکار هستند.
 
 
از تبریز تا تهران
واقعیت امر این بود که خانواده من مخالف آمدن من به تهران بودند. اما من تصمیم خودم را گرفته بودم. در همان سال 1352 پدر من فوت کرد و مادرم نیز ناراحت بود که چرا من می خواهم به تهران بروم ولی حقیقت این است که در تبریز صنعت سلولزی و کارتن سازی وجود نداشت و من مجبور بودم برای رسیدن به خواسته ام به تهران بیایم.از طرف خانواده همسرم نیز به من گلایه می شد که تنها دختر ما را به تهران بردی، اما من همیشه احترام خانواده را داشتم و کار را با زندگی یکی نمی دانستم. من یک خواهر دارم و یک برادر که برادرم در بخش امور اداری کارتن میهن با من همکاری می کند و خواهرم نیز در تبریز زندگی خودش را دارد.
 
تولید و صنعت، اول و آخر زندگی من
کارم را خیلی دوست دارم و عاشق تولید و صنعت هستم. از ته دلم به صنایع فلزی نیز علاقه دارم و حتی ممکن بود کار صنایع فلزی را انتخاب کنم.
 
حضور در نمایشگاه چاپ و بسته بندی
 کارتن سازی میهن همیشه در نمایشگاه دارای غرفه می باشد و سعی می کنیم همکاری لازم را همیشه با تمام دوستان داشته باشیم.اما متاسفانه به دلیل همزمانی نمایشگاه با تعطیلات میلادی بسیاری از مشتریان و میهمان های خارجی را از دست می دهیم که این مطلبی است که از آن گلایه دارم.
 
آینده این کار
من امیدوارم که تولیدات کل صنایع بالا برود که ما نیز بتوانیم کارمان را تداوم و بهبود دهیم چون تولیدات بسته بندی و کارتن سازی در گرو تولیدات صنایع است و تا تولید وجود نداشته باشد نیازی به بسته بندی نیست.
 
راه صنعت بسته بندی
واقعیت امر این است که چند کارتن ساز با تکنولوژی خوبی در بازار داریم که خوب عمل می کنند و عده ای نیز از دستگاه های آسیایی استفاده می کنند که کیفیت کار آنها را ندارند ولی اصیل ترین عامل در کیفیت، وجود کاغذ خوب است که باید بخش واردات مسئولیت آن را به عهده بگیرد.
 
نوآوری و خلاقیت
در واقع در زمان تاسیس شرکت کارتن میهن ، بهترین و بروزترین ماشین آلات خریداری شده بود ولی بعد از گذشت زمان لازم بود که سراغ تکنولوژی های جدید برویم و الان دو ماشین جدید چینی و تایوانی به مجموعه اضافه شده است که پاسخ نیازهای ما را می دهند.
 
توصیه به جوانان
من از جوانان می خواهم که قبل از ورود به هر صنعتی تحقیق لازم را به عمل بیاورند و کورکورانه و بدون علاقه به انجام کاری مشغول نشوند . چه در این صنف و چه در صنوف دیگر قبل از کار نیاز است که جوانان دوره های کارآموزی را ببینند و بفهمند که به چه کاری علاقه و اشتیاق دارند.
 
فرصت از خداوند
اگر خدا توفیق بدهد دوست دارم همیشه به مردم خدمت کنم و تا زمانی که خدا این فرصت را به من بدهد در خدمت صنف کارتن و بسته بندی هستم.
 
سخن پایانی
از شما کمال تشکر را دارم و خواستار فعالیت بیشتر رسانه ها در زمینه بسته بندی و رسیدگی مسئولان به مشکلات این صنف هستم.
 
منبع: مجله چاپ و نشر، شماره 119
 

[بازگشت به فهرست]