تخصیص درصدی از عوارض واردات محصولات چاپی به صنعت چاپ

کد مقاله: ۶۳۴ - تاریخ درج: ۱۳۹۳/۰۶/۱۵ - مشاهده: ۱,۵۳۰

ورود بازیگران جدید به صحنه چاپ و بسته بندی

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
تحولات تازه در گفتگو با مدیر کل دفتر امور چاپ و نشر
ماه گذشته، طرحی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید که شاید در شرایط خوش بینانه بتواند دردی از صنعت چاپ ایران دوا کند. بر اساس این طرح قرار است 4 درصد از عوارض واردات محصولات فرهنگی به حساب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واریز شود. به این ترتیب هر کالایی که برای واردات خود از این وزارتخانه مجوز دریافت کند، مشمول این قانون خواهد شد. محصولات چاپی بخش گسترده ای از این کالاها را شامل می شوند که همگی برای واردات خود نیازمند اخذ مجوز از اداره امور چاپ و نشر هستند. همچنین به نظر می رسد، بعد از مدت ها اداره کل امور چاپ و نشر، به اهمیت تهیه و سنجش آمار پی برده و به دنبال آن می خواهد حجم واردات محصولات چاپ را نیز کاهش دهد. پرسش ما از دفتر امور چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسیر تحقق این اهداف و موانع احتمالی آن ها بود که برای آن، با «محمودرضا برازش» مدیر کل این دفتر به گفتگو نشستیم.
 
*از ابتدای شکل گیری طرح تا تصویب اختصاص درصدی از عوارض گمرکی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چه مراحلی توسط دفتر کل امور چاپ و نشر طی شد؟
مدیریت این دفتر از آذرماه سال گذشته بر عهده من قرار گرفت و از همان ابتدا متوجه شدم که ثبت آمار واردات یک ضرورت است و آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد. بنابراین درخواست کردم تا آمار واردات را به طور هفتگی در اختیار ما قرار دهند. آمارها با جمع شدن در کنار هم، معنا پیدا کردند. شاید واردات روزانه معنادار نباشد اما با مشاهده آمار واردات ماه ها، متوجه حجم بسیار زیاد و طیف وسیع محصولات وارداتی شدیم. در پایان سال گذشته جلسات متعددی در رابطه با اعلام کمبود بودجه و مشکلات عدم پرداخت آن برقرار شد و ما گزارش مفصلی از مشکلات، کمبود امکانات برای کمک به تسهیلات، آموزش و پژوهش و بحث واردات برای مسئولین وزارتخانه ارائه کردیم.
پس از مدتی یکی از کارشناسان بودجه پیشنهادی در رابطه با بحث واردات و استفاده از عوارض گمرکی آن با ما در میان گذاشت. ما نیز بلافاصله به اداره کل بودجه مراجعه کردیم. از آنجایی که بودجه سال 1393 تصویب شده بود، از طریق پیشنهاد نمایندگان مجلس، بحث خود را مطرح کردیم. خوشبختانه این پیشنهاد به کمیسیون تلفیق و پس از آن به صحن علنی راه پیدا کرد و در نهایت مصوب شد. اکنون تبصره 14 قانون بودجه به این گونه است که 4 درصد از عوارض واردات محصولات فرهنگی بایستی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت شود، هر چند پیشنهاد ما 5 درصد بود. این بودجه، در واقع کل طیف محصولات فرهنگی را در بر می گیرد، که بخش بزرگی از آن محصولات چاپی است. حال نکته مهم این است که این سهم به چه صورت جذب و با چه رویه ای هزینه شود.
 
*آیا آمارهای ارائه شده از واردات محصولات چاپی به ایران به صورت دقیق برآورده شده اند؟
مجوزهایی که ما برای واردات اعطا می کنیم، به لحاظ وزن و تعداد، آمار دقیق و به روزی دارند. اما نکته این است که این آمار از همان آذر ماه سال 1392 ثبت شده است. برای استخراج آمار گذشته می بایست اطلاعات مجوزها را از پرونده های نامه ها به صورت آماری و بر اساس کالا ثبت کنیم.
 
*تعریف محصول فرهنگی در این تبصره چیست؟
در مورد بخش چاپ تعریف ما این است که همه محصولاتی که برای واردات خود از اداره کل امور چاپ و نشر مجوز دریافت می کنند، مشمول تبصره هستند. این محصولات طیف گسترده ای از چاپ های بسته بندی، چاپ های امنیتی و تجاری در بر می گیرد. باقی محصولاتی که از دیگر ادارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز واردات دریافت می کنند، مانند محصولات هنری نیز همین ترتیب مشمول خواهند شد.
 
*حال رویه دریافت این بودجه به چه صورت است؟
ابتدا اداره گمرک باید کد کالای وارداتی را دریافت کند. ما به دنبال این هستیم که در صورت ممکن، به مرور، کد کالاهایی را که برای واردات از ما مجوز می گیرند، به گمرک اعلام کنیم. از آنجایی که این کالاها در حوزه تخصص ما تولید می شوند، ارائه کد تک تک آنها برای ما بسیار آسان تر از اداره گمرک است. به این ترتیب دریافت 4 درصد از عوارض براساس اطلاعات دقیق و مستند خواهند بود.
 
*در مرحله بعد از دریافت بودجه، هزینه آن بر اساس چه طرحی صورت خواهد گرفت؟
اتفاقا در هفته گذشته، در خدمت سه نفر از کارشناسان پژوهشی مجلس بودیم. بحث بر سر چگونگی هزینه کردن این بودجه و تنظیم آیین نامه برای آن بود تا خدای نکرده صرف هزینه های جاری نشود. اعتقاد ما بر این است که این درآمد بایدصرف اموری شود که به مرور موجب کاهش واردات شود. به این معنی که درآمد حاصل از واردات صرف از بین رفتن آن شود و امید آینده ای ا داشته باسیم که درآن، درآمد حاصل از واردات به صفر برسد. بنابراین، این هزینه در صنعت چاپ و بسته بندی کشور سرمایه گذاری خواهد شد تا تولید داخلی ارتقا و توسعه یابد. در نهایت ما باید در وصول این بودجه ورصد کردن هزینه شدن آن بسیار جدی باشیم.
 
*روند کاهش واردات چه الزامات و شرایطی را می طلبد؟
پیشنهاد ما در وهله اول، تدوین آیین نامه برای بودجه دریافتی است. به این صورت که بخش عمده آن برای کمک به تسهیلات صرف شود. این تسهیلات نیز باید به کمک تولید محصولاتی بیاید که بیشترین واردات را دارند. برای مثال به صنعت تولید IML، کارت های اعتباری، یا لیبل های خاص و مواردی از این دست تسهیلات ارائه دهیم. در واقع با کارشناسی امور واردات، ضعف صنعت خود را بیابیم و آن را به صنعتگران انتقال دهیم و برای توانمند بودن آنها، تسهیلات در نظر بگیریم. حتی برای این منظور در حال احداث نمایشگاهی از کالاهای وارداتی چاپ هستیم تا ضعف تولید داخلی به راحتی تجسم یابد.
 
*این تهسیلات به چه صورت ارائه و چه کمک هایی را شامل خواهد شد؟
پس از تشخیص نقاط ضعف در تولید، به صنعتگرانی که بخواهند در آن نقاط سرمایه گذاری کنند تسهیلات ارائه می دهیم. به این ترتیب که بخشی از بهره وام درخواست شده را به بانک پرداخت می کنیم تا سرمایه گذار، سود کمتری به بانک بازگرداند. برای مثال وام 25 درصدی برای توسعه یک کارخانه، به وامی 10 یا 15 درصدی تبدیل خواهد شد. به این گونه رقابت به سرمایه گذاری در صنعت افزایش خواهد یافت. برنامه ما این است که با کمک به صنعت کشور، خلاءهای بخش تولید را در بخش چاپ از بین برده و توسعه ای هماهنگ را پیش ببریم.
 
*آیا بودجه 4 درصدی از عوارض گمرکی واردات، کفاف چنین تسهیلاتی را خواهند داد؟
در حال حاضر دریافت همین بودجه و هزینه صحیح آن اهمیت بیشتری از مقدار آن دارد. ما در برنامه ی خود می خواهیم 80 تا 90 درصد آن را صرف آموزش و پژوهش کنیم. مهم ترین مورد ابتدا، شناخت صحیح بازار و ظرفیت صنعت است. آیا بدنه صنعت چاپ کشور، توان جذب سرمایه را دارد؟ فرض بگیرید سهم این بودجه در یک سال 50 میلیارد تومان باشد. ما از محل این مبلغ می توانیم به 500 میلیارد سرمایه گذاری تسهیلات دهیم. آیا در صنعت چاپ ایران امکان سرمایه گذاری و جذب وجود دارد؟ آیا افرادی هستند که زیر بار چنین سرمایه گذاری هایی بروند؟ البته ما برنامه هایی برای افزایش بودجه و منابع تغذیه آن در نظر گرفته ایم، اما باید از طرفی دیگری به ظرفیت سازی در صنعت بپردازیم. متاسفانه این ظرفیت در حال حاضر در ابعاد مختلف صنعت، وجود ندارد. یک راه این است که ظرفیت افراد موجود و توانمندی آنها را افزایش دهیم و راه دیگر این است که بازیگران جدیدی را به عرصه صنعت وارد کنیم. برای مثال در برخی از تکنولوژی ها نیاز است رقمی بالاتر از 50 میلیارد تومان، سرمایه گذاری شود. چند نفر از بازیگران فعلی صنعت چاپ کشور می توانند آورده جدیدی بیشتر از 50 میلیارد تومان را داشته باشند؟ برخی از کارخانه جات بزرگ که خود مشتریان چاپخانه ها محسوب می شوند، می توانند بازیگر صنعت چاپ شوند و توانایی سرمایه گذاری بیشتر از 50 میلیارد تومان را دارند.
 
*آیا ورود این بازیگران جدید به بدنه متخصص صنعت چاپ آسیبی وارد نمی کند؟
تعریف و رتبه بندی بدنه چاپ، این گونه است که عمده این بدنه کمتر از 10 تا 15 ورق ظرفیت تولید دارند. برای مثال تکنولوژی های جدید و پیچیده مانند بسته های اسپتیک، به فعالیت این بخش ها مربوط نمی شود. عمده واردات کالاهای چاپی، چاپ های بسته بندی است. ما تا جایی که بتوانیم ظرفیت افراد متخصص فعلی را افزایش می دهیم. اما در برخی موارد نیاز به سرمایه گذاران بیشتر و با ظرفیت بالاتر خواهیم داشت. باید ببینیم مدیران فعلی به لحاظ توان مدیریتی، ریسک پذیری و ظرفیت توسعه چه شرایطی دارند. این متغیر ها همگی نیازمند بررسی کارشناسانه هستند. بنابراین در درجه اول ما باید در وزارتخانه توان کارشناسی خود را ارتقا دهیم، تا بتوانیم هدایتگر این روند باشیم. زمانی امکانات ما به مثابه یک قطره چکان در صنعت اعمال می شد، امروزه این قطره چکان، به یک لوله شش اینچ تبدیل شده است. پس ما هم باید سیستم مدیریتی خود را ارتقا دهیم و به روز باشیم.
 
*به نظر شما با اجرا چنین برنامه هایی جایگاه رسیدگی به این امور از حوزه وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حوزه وظایف وزارت صنایع نزدیک نخواهد شد؟
صنعت چاپ و بسته بندی، یک صنعت دو وجهی است. تکنیک آن صنعت است و ظاهر آن فرهنگ. سعی ما این است که حق مطلب را نسبت به صنعت چاپ و بسته بندی ادا کنیم. نگرانی از این بابت وجود ندارد اما نکته مهم این است که اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بتواند حق تکنیکی و کارشناسی این صنعت را ادا کند، اگر وزارتخانه در این مقوله ناتوان باشد، باید به متولی مناسب تری سپرده شود. ما نمی توانیم به بهانه ارتباط فرهنگی، یک صنعت را در مظلومیت قرار دهیم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید متوجه گستردگی و وسعت این صنعت باشد. گردش مالی چند هزار میلیاردی این صنعت با دیگر صنایع فرهنگی کشور قابل مقایسه نیست و در حد خود، نیاز به توجه و رسیدگی دارد.
 
*شما به آموزش و پیشرفت مدیریتی وزارتخانه اشاره کردید. چه برنامه هایی برای ارتقای سطح مدیریتی اداره امور چاپ و نشر در نظر دارید؟
اعتقاد من این است که مدیریت بدون آمار و اطلاعات، نمی تواند برنامه ریزی و تصمیم گیری صحیحی داشته باشد.اولین بند نامه ای که به آقای وزیر تقدیم کردم، گردآوری آمار و اطلاعات بوده است. ما طرح جامع آمار را ارئه داده ایم که بر اساس آن همه چاپخانه داران به اطلاعات آماری وزارتخانه دسترسی داشته باشند. سپس براساس آمارهای موجود و سایر تحقیقات «طرح جامع آموزشی صنعت چاپ»، طراحی و اجرا می شود.
 
*آیا تاکنون که این پروژه به مرحله اجرا در نیامده، موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟
بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از بخش IT وزارتخانه تا اداره کل امور چاپ و نشر می بایست این تغییر را بپذیرد. این طرح چه به لحاظ نرم افزاری و چه به لحاظ سخت افزاری باید به صورت سازمانی هضم شود. از طرفی در شهرستان ها نیز باید چنین مسائلی درک شود. تا با حمایت آن، شرایط شفاف سازی و تصمیم گیری های درست فراهم شود.
در نهایت رسیدگی به امور و بهبود شرایط، مستلزم این است که از بحث های روزمره و اداری فارغ شویم و همچنین صنعت چاپ ما، کلان گر شود و به واقع از درگیری ها جز صدمه به صنعت، آزار صنف و هدر رفت انرژی مدیران راه به جایی نمی برد. خواهش من از اهالی صنف و صنعت چاپ، همدلی، همکاری و کمک به یک دیگر است.
منبع: مجله صنعت چاپ شماره 393
 
 
 

[بازگشت به فهرست]