روش های مدیریتی

کد مقاله: ۶۱۴ - تاریخ درج: ۱۳۹۳/۰۳/۱۰ - مشاهده: ۱,۸۱۶

« آیا هزینه جهانی شدن را باید صنایع داخلی و شرکت های محلی و منقطه ای بپردازند؟!»

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
اگر سرمایه های خارجی در صنایع سلولزی بهداشتی به جای تولید محصول نهایی که حدود 100 شرکت داخلی در تولید آنها فعالیت دارند، به سمت تولید مواد اولیه هدایت شوند، به عنوان یک شرکت فرا منطقه ای تبدیل به ابزار توسعه 100 شرکت داخلی خواهند شد.
چند سال قبل، زمانی که سرمایه گذاری خارجی با « گروه صنعتی نقل» در ایران صورت گرفت و محصول نهایی آن با نام تجاری « فاین» به بازار عرضه گردید، باعث نگرانی برخی از صاحبان صنایع سلولزی بهداشتی در داخل کشور شد (صنایعی که سرمایه های بسیاری – مالی و تخصصی- در زیر ساخت آنها هزینه شده و حفظ و نگهداری آنها بر همه متولیان صنعت ضرورت دارد.)
 
واکاوی و بررسی مواردی در آن زمان، مجال چاپ مقاله ای را در همین زمینه در نشریه آوند به وجود آورد. یکی از دلایل چاپ مجدد آن مقاله پس از چند سال، حضور شرکت جهانی دیگری در فضای تجاری و صنعتی کشور و نگرانی مضاعف صاحبان صنایع می باشد؛ به طوری که برخی از کارفرمایان اعتقاد دارند این گونه سرمایه گذاری ها نمی تواند باعث توسعه و ایجاد ثروت، رفاه و اشتغال گردد. آنها می گویند تعطیلی واحدهای تولیدی، اولین ثمره این گونه سرمایه گذاری های غیر هدفمند است. صاحبان صنایع اغلب به اثرات منفی آن اشاره می کنند و چندان علاقه ای به پنهان کردن نگرانی های خود ندارند.
 
اما آیا این اثرات همیشه منفی هستند؟ آیا می توان از اثرات مثبت جذب سرمایه های خارجی غافل شد؟ آیا سرمایه های جهانی را می توان طوری نظام داد که به جای تخریب صنایع داخلی، آنها را پشتیبانی کرده و باعث توسعه آنها شود؟
یقیناً اگر سرمایه های خارجی از طرف متولیان و مسئولین امر به صورت هدفمند هدایت شوند، بهره چند جانبه از سوی آنها حاصل خواهد شد. چنانچه این گونه سرمایه ها به جای هزینه شدن در تولید محصول نهایی که حدود 100 شرکت داخلی در تولید آنها فعالیت دارند- به سمت تولید مواد اولیه هدایت شوند- به عنوان یک شرکت فرا منطقه ای، تبدیل به ابزار توسعه 100 شرکت داخلی خواهند شد.
اگر مشکلات زیادی که جامعه صنعتی ما با آن رو به روست می توانست از طریق یک اقدام کارآفرینانه از سوی بخش خصوصی برطرف گردد، هم جامعه صنعتی و هم کسب و کار از آن بسیار منتفع می شدند اما بخش خصوصی نمی تواند، زیرا مسئولیت کلیه امور را بر عهده ندارد. بسیاری از کارها و خدمات در دست مسئولین دولتی است؛ صدور مجوز سرمایه گذاری و هدایت آن به سمت و سوی مورد نیاز جامعه بر عهده بخش خصوصی نیست. بخش خصوصی به مثابه نیروی سازنده که توانایی برطرف کردن نیاز جامعه مصرفی را دارد،به اندازه کافی ایفای نقش می کند.
 
در هر صورت تغییرات همه جانبه در این چشم انداز رقابتی از جمله حضور رقبای خارجی در بازارهای داخلی و کسب و کار، مدیریت ها را به سوی تجدید نظر در استراتژی ها و ساختار شرکت هایشان می کشاند؛ تا جایی که آنها نیز برای بقا و توسعه به آن سوی مرزها بیندیشند.
برای بهرمند شدن از بازارهای منطقه ای و بین المللی، تعداد فزاینده ای از شرکت های فعال در همین صنعت که قابلیت فراتر رفتن را دارند، در تلاش برای جهانی شدن به سر می برند ولی در عین حال اغلب مدیران با توجه به تاثیر نیروهای جهانی بر جایی که کسب و کار مستقر شده است، نگرانی هایی را در رابطه با آینده اقتصادی شرکتشان ابراز می کنند؛ بعضی ها با توجه به محلی که در آن فعالیت تولیدی دارند با موضوعات رقابتی کسب و کار – که اغلب بین المللی هستند- توعی تضاد بنیادین می بینند.
برای جلوگیری از تعارض میان اقتصاد جهانی و صنایع داخلی، مدیران باید بدانند چگونه در برابر رقبای خارجی و نیازهای جوامعی که در آن فعالیت دارند واکنش نشان دهند. امروز اغلب جوامع خواستار تعهد بیشتر صاحبان کسب و کار نسبت به وظایفشان در مورد کیفیت، قیمت و نوآوری می باشند. واقعیت این است که این درخواست ها بسیاری از ما را ناراحت می کند ولی ما ناچار هستیم برای حفظ آنها (مشتریان) ، تلاش بیشتری انجام دهیم.
 
بزرگترین خطر برای ماندگاری و پایایی شرکت ها ، جهانی شدن و سرمایه گذاری  های خارجی نمی باشد بلکه رویکرد صنعتگران به محافظه کاری صنعتی و سیاست های حمایتی است. مدیران به خوبی آگاهند که با عصای دیگران (حمایت های دولتی) نمی توان تا ابد راه رفت؛ برای بقا نیاز به گام های استوارتر است. تائو چینگ، فیلسوف چینی، پند ارزشمندی برای پیشروان دارد: «سفر هزار فرسنگی با یک گام آغاز می شود..» . شرکت هایی وجود دارند که علاقه مند هستند خود را به هر ترتیب توسعه داده و به شریان های اقتصاد فرا منطقه متصل کنند. آنها به دلیل عوامل متنوعی که تاثیر گذار هستند، ناگریزند تا تغییرات بنیادی داشته باشند؛ به همین خاطر باید استانداردهای بالاتری برای محصولات فن آوری و روش های مدیریتی شرکت های خود تدوین کنند.
 
برای شرکت های نه چندان بزرگ ایرانی، فرآیند این انتقال و اتصال به اقتصاد بازار، تدریجی، دشوار و سرشار از عدم قطعیت خواهد بود (ولی دیگر تردیدی در مورد مسیر حرکت وجود ندارد).خلاصه آنکه باید شیوه های جدیدی طراحی کرده و با هدف دستیابی به رقابت در عصر شرکت های بزرگ جهانی، الگوهای نوینی انتخاب نمود.
مدیریت در صنعت گسترده و توسعه یافته امروز، نیازمند برخورداری از نگرش جهانی و پذیرش ایده های خوب از هر کجای جهان است.
اما این چشم انداز برای شرکت های خارجی چندان هم خوشایند نیست. آنها با موانع زیادی در بازارهای خارجی روبه رو هستند که تماماً محلی و بوی است.
 
سوالات پایه ای وجود دارند که شرکت ها باید برای آنها پاسخ بیابند:
·       1-  در ایران چه کسانی و چه تعداد از نفرات، بازار طبقه متوسط را تشکیل می دهند؟ و کدام مدل کسب و کار مناسب نیازهای آنهاست؟
·       2- طبقه متوسط رو به پایین هیچ گاه به دنبال برندمعروف و جهانی نمی روند. آنها برندهای مختلف سازگار با درآمدشان را مصرف میکنند. هزینه برندسازی شرکتهای جهانی در کجای این محاسبات گنجانده می شود؟
«در یک پژوهش اقتصادی در هند مشخص گردید اغلب مردم از گروه متوسط جامعه در اقلام مصرفی از شش برند مختلف در عرض سال استفاده کرده اند. رفتار مزبور نسبت به جوامع مشابه نیز صدق می کند.»
·       3- ویژگی های شبکه پیچیده توزیع در این بازار چیست و چگونه عمل می کند؟
·       4- همکاری عملی با «عمده فروشان و خرده فروشان» چگونه خواهد بود؟
·       5- آیا شرکا و همکاران محلی در پخش و توزیع، میزان آگاهی شرکت های خارجی را از بازار بالا می برند؟
 
اما شرکت های نه چندان بزرگ ولی معتبر ایرانی که خود را در مسیر اتصال به شریان های تجارت جهانی قرار داده اند، باید بدانند که جا دادن انسان های دانا و با تجربه در شرکت به منظور جهت دادن این شرکت ها به طرف مرزهای فراتر به تنهایی ممکن نیست.
 
تجربه نمی تواند به تنهایی جای نگرش فرد را بگیرد. برای مقابله با شرکت های خارجی نیاز به افرادی است که نگرش جهانی داشته باشند. حتی استخدام افراد با تحصیلات کلاسیک برابر با در اختیار داشتن مدیرانی با نگرش درست نیست. برای اداره یک شرکت- هرچند کوچک ولی منطقه ای- نیاز به افرادی با هوشمندی های خاص است. متاسفانه امروز در دنیایی زندگی می کنیم که تجارت جهانی تحت تاثیر سیاست قرار گرفته و نفوذ جنگ در غالب نقاط جهان ، معنای زیبای «جهانی شدن» را نامفهوم کرده است. ولی باید پذیرفت که مرزهای ملی در برابر تجارت، با شتاب رو به محو شدن دارند. سرمایه های جهانی همواره در جست و جوی نقاط سودآور جهان می باشند. ما هم ناگزیریم تا به دنبال سهم خود باشیم و ابزارش را پیدا کنیم .
 
منبع : مجله آوند / شماره 51
 
 

[بازگشت به فهرست]