به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، جنگ، مسائل اقتصادی و اجتماعی روی چاپ و نشر کتاب تاثیر میگذارد، همانطور که کتاب و کتابخوانی میتواند بر دگرگونی جامعه و مسائل اقتصادی موثر باشد. در نتیجه جنگ و تحریمها قیمت کاغذ و مواد اولیه برای چاپ کتاب افزایش پیدا کرده است، تا جایی که بخشی از ناشران دست از انتشار کتاب کشیدند و در انتظار مشاهده ثبات در بازار هستند. از طرفی در نتیجه افزایش قیمت مواد اولیه برای چاپ کتاب و همچنین افزایش دستمزد نیروی کار، قیمت کتاب به جایی رسیده است که بخش مهمی از کتابخوانها توانایی دسترسی به این کالای فرهنگی را ندارند.
انتشارات علمی و فرهنگی از موسساتی است که در طول سالها فعالیتش با فرازو فرودهای متعددی مواجه شده است، تغییر پیدرپی مدیریت آن به مشکلات این نشر افزوده است. مدتی است که سیدجمال هادیان مسئولیت مدیر این انتشارات را برعهده گرفته است و برای آینده آن برنامهریزی میکند. با اینکه این انتشارات یک مجموعه دولتی خوانده میشود، هادیان تاکید دارد که ناشران دولتی مانند علمی و فرهنگی هیچگونه کمک دولتی دریافت نمیکنند و مجبورند با تمام قواعد و موانعی که پیش رو دارند، از طریق کتاب ارتزاق کنند و به نظر میرسد که دولت در حال حاضر با شرایط فعلی توانی برای حمایت از موسسات فرهنگی و ناشران ندارد و چه مجموعه ما که در جرگه دولت است و چه مجموعههای دیگر که به صورت خصوصی عمل میکنند.
درباره وضعیت نشر در ایران و شرایط این روزهای انتشارات علمی و فرهنگی، گفتوگویی با هادیان انجام و در دو بخش تنظیم شد. در ادامه بخش نخست آن را میخوانید.
نشر روزهای تلخی را میگذراند به ویژه بعد از حملات امریکا و اسرائیل به ایران و تورم ناشی از جنگ وضعیت نشر بحرانیتر هم شده، فراز و فرودهای متعددی را پشت سر میگذارد و امیدوارم تلاطمها به زودی تمام و وضعیت عادی دوباره حاکم شود.
شما وقتی مسئولیت انتشارات علمی و فرهنگی را قبول کردید این انتشارات بدهی داشت. امروز در چه شرایطی هستید؟ آیا بدهیها به وضعیت پایدار رسیده است تا بتوانید اقدامات جدید را انجام بدهید؟
انتشارات علمی و فرهنگی امسال ۷۳ ساله میشود و در طول این ۷۳ سال فراز و فرودهای متعددی را پشتسر گذاشته است؛ قبل از انقلاب هم همینطور بود و این انتشارات همیشه در شرایط مطلوب نبود. انتشارات علمی و فرهنگی از بدو تاسیس تا سال ۱۳۴۷ وضعیت بسیار خوبی داشته و بعد از آن دچار رکود و افول شده، بعدها هم با تغییر مدیریتها و تغییر سهامداران دچار اشکالات ویژهای شده است.
از زمانی که این بنیاد فرهنگی وارد جرگه دولت شده و به شرکتهای دولتی پیوسته است، مشکلاتی که شرکتهای دولتی دارند گریبانگیر این نشر هم شده و ادامه پیدا کرده است. مضاف بر اینکه مجموعه مشکلات اقتصادی کشور ناشی از جنگ، ناشی از تحریم و ناشی از روابط بینالملل همانطور که بر همه شرکتها و دولت اثر گذاشته بر انتشارات علمی و فرهنگی هم تاثیر گذاشته است و سبب شده به دلیل سومدیریت، این انتشارات رو به افول برود و چیزی حدود بیش از ۲۰۰ میلیارد بدهی را در ۱۴۰۳ تجربه کند که تقریبا احیای آن غیرممکن به نظر میرسید.
این در حالی است که شاید انتشارات علمی و فرهنگی به عنوان بنیاد ۷۰ ساله داراییهای ملموس و ناملموس فراوانی دارد که خلاقیت و ایدههایی برای احیا میخواست و با برنامه منسجم در کمتر از یک سال و نیم و مولدسازی داراییها ما توانستیم عمده بدهیها را پرداخت کنیم و شرایط را به وضعیت پایداری برسانیم.
امروز به نقطه پایدار رسیدیم اما اینطور نیست که این نقطه در این مرحله بماند. ما در طول یک سال گذشته دو جنگ را تجربه کردیم و انتشارات علمی و فرهنگی حدود ۲۵ میلیارد خسارت ناشی از جنگ داشت، اینها همه در شرایطی است که این شرکت بدهی فراوان و مشکلات دارد و سعی میکند خود را به نقطه سربهسر برساند. این فشارها میتواند در فعالیت انتشارات اختلال ایجاد کند. اگر جنگ و خسارتها نبودند زودتر از این مرحله میگذشتیم و در عین حال انتشارات علمی و فرهنگی باید چند چیز را در آینده تجربه کند، وگرنه ممکن است دوباره به روزگار تلخ قبلی برگردد. نخست این است که به تدریج باید از جرگه نهاد دولت بیرون بیاد به این دلیل که شرکتداری در دولت حتی برای شرکتهای صنعتی و تولیدی که درآمدهای زیادی دارند به صرفه نیست تا برسد به شرکت فرهنگی. نکته دوم این است که انتشارات علمی و فرهنگی در میان بیش از ۸۰ نهاد فرهنگی اعم از وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت میراث فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی و بسیاری از موسسات دولتی و غیردولتی که سرفصل بودجه دولتی دارند تنها نهاد فرهنگی است که بودجه دولتی ندارد و نهاد درآمد-هزینه یا خودگران است.
شما تصور کنید یک نهاد فرهنگی دولتی باشد، یعنی ترتیبات، قواعد و نظارتهای دولتی بر آن مترتب باشد و نیروهای متعددی را داشته باشد؛ مشکلات فراوان ناشی از بروکراسی حاکم بر دولت را داشته باشد، تورم را داشته باشد، بعد تولید و محصولش هم کالایی به نام کتاب باشد که اولویتی در سبد کالاهای خانواده (حداقل در حال حاضر) نداشته باشد قطعا بدون بودجه دولتی کمر خم میکنم.
انتشارات علمی و فرهنگی تا اینجا با ایدههای مولد و چابکسازی رو پای خود ایستاده است و فقط دو راه دیگر دارد، راه نخست این است که با تامین منابع، درآمد پایدار ایجاد کند، برنامه مفصلی برای این داریم و در صورتی که تحقق پیدا کند، انتشارات میتواند دارای منابع سرمایهگذاری برای درآمدهای پایدار شود.
راه دوم و اساسیتر این است که به تدریج براساس دستورالعملهای دولت و سیاستهای دولت از بنگاهداری و شرکتداری دولتی خارج و به بخش خصوصی دارای اهلیت واگذار شود. این منطقیترین راه است و نیاز به قوائد و فراهم شدن زمینهها و پیش زمینههایی دارد که اگر فراهم شود در آینده بخش خصوصی دارای اهلیت میتواند انتشارات علمی و فرهنگی را به جایگاه خود با قوائد بخش خصوصی برساند. قوائد بخش دولتی دست و پاگیر است و بروکراسی زیادی دارد، نیروها زیاد است و به هر حال همانطور که از اسمش معلوم است دولتی است. در آینده باید ترتیباتی برای آن انجام بپذیرد تا به تدریج به بخش خصوصی واگذار شود.
وقتی از بیرون به انتشارات علمی و فرهنگی نگاه میکنیم و آن را انتشاراتی دولتی مینامند، با چیزی که شما تعریف میکنید متفاوت است، برای مثال معمولا به ناشران دولتی تسهیلات میدهند، آیا انتشارات علمی و فرهنگی سهیمهای از کاغذ دولتی دارد؟
در یک و دو سال اخیر در عمل سهمیه کاغذی وجود نداشته است و اگر ما هم قبل از این کاغذ دریافت میکردیم، شبیه ناشران دیگر بودیم. ما به عنوان ناشر دولتی هیچ مزیتی علاوه بر مزیتی که سایر ناشران دارند، تا کنون نداشتیم و در آینده هم نخواهیم داشت. قیمت مواد اولیه مانند کاغذ، زینک، و خدمات چاپ نسبت به سال گذشته چندبرابر شده و این مساله روی فروش و استقبال از کتاب تاثیر گذاشته است. این روند نه تنها برای انتشارات علمی و فرهنگی بلکه برای صنعت نشر خسران بزرگی را ایجاد کرده است و بسیاری از ناشران کوچک از جرگه حوزه نشر خارج شدند یا در حال خروج هستند. ناشران بخش خصوصی با اینکه زنجیرهای دست و پاگیر دولتی را ندارند به سختی اداره میشوند. ناشران دولتی مانند علمی و فرهنگی هیچگونه کمک دولتی دریافت نمیکنند و مجبور هستند با تمام قواعد و موانعی که پیش رو دارند از طریق کتاب ارتزاق کنند و به نظر میرسد که دولت در حال حاضر با شرایط فعلی توانی برای حمایت از موسسات فرهنگی و ناشران ندارد و چه مجموعه ما که در جرگه دولت است و چه مجموعههای دیگر که به صورت خصوصی عمل میکنند.
گفته میشود حجم بالایی کاغذ برای چندین سال در گمرک مانده بود و بعد از گذشت چند سال، بالاخره کانتینر باز شد اما حجم کوچکی کاغذ پیدا شد. حجم کوچک کاغذ به تهران رسیده است، شما از آن خبر دارید؟ آیا بخشی از آن به انتشارات علمی و فرهنگی تعلق میگیرد؟
من در این حد که شما اطلاع دارید، اطلاع ندارم و فقط میدانم مدتها است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داده است که یک بخش بزرگی کاغذ وارد کشور شده، اما هیچ وقت ترخیص نشده و در اختیار ناشران قرار نگرفته است و منجر به شکلگیری اختلافات میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و واردکننده شده است. این اختلافات در دادگاه جریان دارد و هنوز منتج به نتیجه نشده است و لذا هنوز هیچ ناشری موفق به دریافت کاغذی که مد نظر شما است نشده است.
هیچ اطلاعی هم به شما ندادند که اگر وارد شود چه مقدار به انتشارات علمی و فرهنگی تخصیص داده میشود؟
ما تقاضا کردیم و مقدار مورد نیاز خود را گفتیم، اما چون هنوز سرنوشت این کاغذ مشخص نیست هیچ سهمیهای هم برای آن تعیین نشده است.
یکی از مسائل روز نشر مساله کپی کتابها است، قاچاقچیان یا کتابسازان، آثار پرفروش ناشران را گوشه خیابان، در ایستگاه مترو و سایتها میفروشند و برخی هم با تغییر اسم ناشر و مترجم عین کتاب را منتشر میکنند، کتابهای شما تا چه اندازه مورد چنین مسائلی قرار گرفته است؟
وقتی که ما به یک قاعده بینالمللی به نام کپیرایت تن نمیدهیم، شاید گاهی از مزایای آن استفاده کنیم و بتوانیم یک کتاب نویسنده خارجی را به راحتی ترجمه و منتشر کنیم، بدون اینکه حقالتالیف و حقالترجمه بپردازیم، اما یکی از ضررها این است که کتابهای خود ما هم در معرض این سرقت ادبی داخلی و خارجی قرارمیگیرد.
همانطور که به انتشارات علمی و فرهنگی در دورانی که مدیریت آن ضعیف میشود، توجه کمتری میشود، این خسران به آن وارد شده و بارها کتابهای انتشارات علمی و فرهنگی توسط ناشران دیگر چاپ شده و در بازار وجود دارد. شاید بتوان گفت حدود ۵۰ یا ۶۰ کتاب انتشارات علمی و فرهنگی فعلا به صورت غیرمجاز توسط ناشران دیگر منتشر شده است و بخش حقوقی انتشارات آنها را ابتدا با تعامل و مذاکره دنبال کرده و آنهایی را که با تعامل و مذاکره به نتیجه نرسیده از طریق مراجع قانونی دنبال میکند تا بتواند حقوق انتشارات را دوباره بازگرداند.
کپیسازی یا قاچاق کتاب یک معضل کلی است و تا زمانی که قواعد و قوانین دقیق درباره کپیرایت در کشور وجود نداشته باشد، این معضل ادامه دارد؛ علاوه بر اینکه این مساله معضل اخلاقی هم هست و وقتی که در یک کشور مسائل فرهنگی و مکارم اخلاقی افت پیدا میکند، اشکالاتش شامل حال همه از جمله حوزه نشر اقتصاد و فرهنگ میشود. عدم توجه به رعایت حقوق دیگران و استفاده غیرمجاز از چیزی که متعلق به دیگران است وارد حوزه اخلاقی میشود. این اقدام گاهی توسط ناشر و گاهی توسط فرد انجام میشود و هنوز هم اراده قوی برای جلوگیری از این کار وجود ندارد.
زمانی که برای جمعآوری افرادی که کتاب ناشران را غیرمجاز کپی میکنند، میفروشند و دستفروشی میکنند، اعتراض میشود، برخی از مشاغل کاذب و دستی دفاع میکنند و میگویند اگر این مشاغل از بین بروند، به خانوادههای آنها لطمه وارد میشود، در نتیجه مانع جمعآوری آنها میشوند و این روند ادامه پیدا میکند.
کولبری در سه تا چهار استان ما انجام میشود. کولبری فینفسه کار غیرقانونی و به معنی قاچاق کالا است؛ اما دولت جایی چشمش را میبندد زیرا بخشی از مردم که بیکار و درگیر معیشت هستند، مجبورند چنین کاری بکنند. کوتاهی دولتها در فراهم کردن زمینه توسعه در نقاط مرزی با چشم بستن بر روی قاچاق دنبال میشود و ما صورت مساله را حذف میکنیم و سبب میشویم که قاچاق در کشور گسترش پیدا کند. وقتی که وظایف خود را به خوبی انجام نمیدهیم و زمانی که درایت وجود ندارد، زمانی که افرادی که متبهر، متخصص و دلسوز هستند، افرادی که به کاری علاقه، عشق، انگیزه و اشتیاق دارند و کار را بلد هستند در جای خود قرار نمیگیرند، اشکالاتی به وجود میآید که رفع آنها راه حلهای ریشهای و پایهای دارد و نه راه حلهای موقت. در حالی که به راه حلهای موقت تن میدهیم. این اشکال فقط برای حوزه نشر نیست و در حوزههای دیگر هم دیده میشود.
اقدامات اتحادیه ناشران و کتابفروشان را در این حوزه چگونه ارزیابی میکنید؟ پیش از این کارگروه صیانت در اتحادیه فعال بود که دوباره شکل گرفته است و با همکاری قوه قضاییه و نیروی انتظامی سالها است که تلاش میکنند کتابهای کپیبرداری شده را جمع کنند؛ اما این اقدامات هنوز به نتیجه نرسیده است. به نظر شما اگر آنها چه کاری کنند میتوانند به نتیجه نزدیکتر شوند؟
اتحادیه ناشران یک سازمان مردم نهاد است و دولتی نیست، تعدادی عضو دارد، در آن ناشران دور هم جمع شدند و این اتحادیه قوه و قدرت سلبی برای جلوگیری از این اختلالات را ندارد و هرچه که تلاش کند و هرچه که قواعد بگذارد و پیگیری کند، نمیتواند به تنهایی کاری کند. جلوگیری از اقدامات کپیکاران کتاب به اراده و اجماع میان همه نهادهای فرهنگی و همکاری نهادهای قضایی و انتظامی نیاز دارد. به نظر من اتحادیه ناشران علیرغم تلاشهایی که کرده است به تنهایی نمیتواند این کار را به نتیجه برساند و از حقوق ناشران دفاع کند.
گفته شده، کتابهایی که در سالهای گذشته منتشر شده، برای تجدید چاپ باید مجدد بررسی شوند و دوباره اجازه چاپ بگیرند، انتشارات علمی و فرهنگی سالها است که فعالیت میکند و عناوین متعددی را منتشر کرده است، آیا در زمان تجدیدچاپ با مسالهای مواجه شده اید؟ آیا بررسیها حذفهایی را به همراه دارد یا کتاب معمولا بدون کم و کاست تجدید چاپ میشود؟
برای انتشارات علمی و فرهنگی تا به امروز مشکل خاصی در این زمینه وجود نداشته است، ما مجوز لازم را میگیریم و این اقدام خیلی سریع انجام میشود. اصلاحات مجدد در کتابهایی که پیش از این چاپ شده در حداقل ممکن بوده و اختلالی در کار نشر ایجاد نکرده است. ممکن است برای سایر ناشران چنین چیزی بیشتر وجود داشته باشد که من اطلاعات جزئی و دقیقی از آن ندارم.
طرف دیگر چنین اقداماتی این است که دستفروشهای کنار خیابان که آثار کپیسازی شده میفروشند، میگویند که کتابهایشان چاپ اول کتاب و برای آن زمان در نتیجه کاملتر از کتابهای چاپ امروز است، چاپهای این روزها چقدر با چاپهای اول متفاوت است؟
به نظرم به ندرت در چاپهای بعدی کتابی تغییراتی کرده باشد و آن تغییرات هم تغییرات ماهوی و عمده نبوده و لذا نمیتوانیم این را امر کامل بدانیم. معمولا کتابهای ما بدون هیچ تغییری منتشر میشود و ارشاد هم مجوز آنها را صادر میکند. ارشاد در سالهای اخیر سهلتر و بازتر برخورد کرده است و ما سریعتر میتوانیم برای کتابهای چاپ اول و برای کتابهای تجدید چاپ مجوز دریافت کنیم.
برخی از ناشران به دلیل افزایش قیمت کاغذ، زینک، چاپخانه، نیروهای هر بخش و مسائلی که برای چاپ کتاب لازم است برخی از کتابها را پیش فروش میکنند. آیا انتشارات علمی و فرهنگی هم تا به حال این کار را کرده است؟ به نظر شما انجام این روش برای ناشران ضروری است یا ناشر میتواند بدون پیشفروش کردن در چنین شرایطی هم کارش را پیش ببرد؟
ما هنوز چنین چیزی را نیازمودیم که پیش فروش کردن در چنین شرایطی امکانپذیر است یا نه، اما آن چیزی که مسلم است وقتی که یک کتابی را چاپ میکنید، مخاطب شما آن را لمس میکند، طرح جلد را میبیند، تورق میکند، چند صفحه از آن را میخواند و با این حال وضعیت بازار کتاب خیلی خوب نیست، پیشفروش درباره همه کتابها معنی ندارد؛ به نظرم پیشفروش درباره کتابهایی معنی دارد که مخاطب فراوان دارند و احتمال میرود که شمارگان زیادی داشته باشند؛ برای مثال کتابهایی که پیش از این ممنوع بوده و امروز ممنوع نیستند و کتابهایی که گران قیمت است و ناشر نمیتواند و توان چاپ آن را ندارد پس ناشر از راه پیشفروش، جمعسپاری مالی میکند تا بتواند کتابها را چاپ کند در چنین شرایطی پیشفروش معنی پیدا میکند.
انتشارات علمی و فرهنگی هنوز این روش را نیازموده و درباره آن نظری ندارد. البته انتشارات علمی و فرهنگی بسیاری از کتابهای نایاب و کمیاب را به صورت چاپ کتاب براساس تقاضا (POD) عرضه میکند؛ یعنی اگر کسی بخواهد، میتواند کتاب را به شکل تک نسخه از سایت میخوانم کتابهای ما را انتخاب کند و نسخه مورد نظرش برایش چاپ و در منزل تحویل داده میشود. تکنیک چاپ کتاب براساس تقاضا میتواند جایگزین پیشفروش شود، به خصوص که ناشر خیلی راحتتر میتواند تن به این کار بدهد و لزومی ندارد عواقب جمعآوری پول، حسابداری و باقی مسائل را بپذیرد.