بستهبندی، در نهایت باید به دست مشتری برسد.
مشتریان صنعت بستهبندی چه کسانی هستند؟
• تولیدکنندگان مواد غذایی؛
• تولیدکنندگان نوشیدنی؛
• شرکتهای دارویی؛
• تولیدکنندگان لوازم خانگی؛
• تولیدکنندگان الکترونیک؛
• برندهای آرایشی و بهداشتی؛
• تولیدکنندگان محصولات کشاورزی؛
• و فعالان تجارت الکترونیک.
این صنایع، هرکدام نیازهای متفاوتی دارند:
• برخی به بستهبندی مقاوم نیاز دارند؛
• برخی به بستهبندی زیبا و برندمحور؛
• برخی به بستهبندی ارزان و اقتصادی؛
• و برخی به بستهبندی استاندارد برای صادرات.
چین با درک عمیق این تنوع، تولیدکنندگان بستهبندی را تشویق کرد محصولات متنوع و پاسخگو ارائه دهند.
۱۱. حلقه دهم: بازیافت و اقتصاد چرخشی
در دنیای امروز، زنجیره بستهبندی بدون بازیافت ناقص است.
چین با ساختن یک زنجیره گسترده بازیافت، دو هدف را همزمان دنبال کرد:
الف) اقتصاد و تأمین مواد اولیه
زیرا با بازیافت، نیاز به مواد اولیه تازه کاهش مییابد و هزینه کمتر میشود.
ب) کاهش فشار زیستمحیطی
زیرا با بازیافت، زباله و آلودگی محیطزیست کاهش مییابد.
بستهبندی چین امروز به سمت طراحی برای بازیافتپذیری حرکت میکند؛ یعنی بستهای ساخته میشود که در پایان عمر، بتوان آن را بازیافت کرد.
۱۲. چگونه این حلقهها در چین به هم پیوند خوردند؟
وقتی از ده حلقه صحبت میکنیم، ممکن است تصور کنیم اینها کارهای پراکندهاند. اما قدرت واقعی چین در اتصال این حلقهها است.
در چین مشاهده میکنیم که:
• خوشههای صنعتی، تولیدکنندگان، چاپخانهها، مواد اولیه و خدمات را در کنار هم قرار میدهند؛
• تولیدکنندگان ماشینآلات، پشتیبانی فنی را ممکن میکنند؛
• تأمین پایدار مواد اولیه، ثبات تولید را تضمین میکند؛
• و ارتباط با بازار، جهت تولید را مشخص میکند.
به زبان ساده، چین توانست از حلقههای جدا، یک چرخه همافزا بسازد.
مواد اولیه+ماشینآلات+تبدیل+چاپ+طراحی+کیفیت+لجستیک+بازار+بازیافت=اکوسیستم کامل بستهبندی
این اکوسیستم، مزیتی است که کمتر صنعتگری بهتنهایی میتواند آن را خلق کند؛ و دقیقاً همین، وجه تمایز چین است.
۱۳. چه درسی برای ایران دارد؟
فصل سوم برای صنعت بستهبندی ایران پیام مهمی دارد:
۱) بهجای سرمایهگذاری جزیرهای، به زنجیره فکر کنیم
بسیاری از کارخانهها، فقط به خودشان فکر میکنند. اما مزیت رقابتی واقعی، در هماهنگی کل زنجیره است.
۲) مواد اولیه را پایدار و استراتژیک تأمین کنیم
بازیافت، تأمین کاغذ باطله، ثبات کیفیت و تنوع مواد اولیه باید جدی گرفته شود.
۳) ماشینآلات را بخشی از یک سیستم ببینیم
خرید ماشین یک نقطه است؛ اما آموزش، نگهداری، قطعات و بهرهبرداری صحیح، یک سیستم است.
۴) چاپ و طراحی را جدی بگیریم
بستهبندی فقط مقاومت نیست؛ ظاهر، اطلاعات، برند و تجربه کاربر هم مهم هستند.
۵) کنترل کیفیت را از انتهای خط به کل فرایند ببریم
کیفیت، باید در تمام حلقهها کنترل شود.
۶) لجستیک و بازار را جدی بگیریم
تولید بدون بازار، و بازار بدون لجستیک خوب، بینتیجه است.
آنچه چین انجام داد
چین کل زنجیره ارزش بستهبندی را همزمان توسعه داد:
1. مواد اولیه و بازیافت را پایدار کرد؛
2. تولید مواد پایه را گسترش داد؛
3. ماشینآلات را بومی و در دسترس کرد؛
4. تبدیل و شکلدهی را حرفهای کرد؛
5. چاپ و تکمیل را ارتقا داد؛
6. طراحی را وارد صنعت کرد؛
7. کنترل کیفیت را در کل فرایند گسترش داد؛
8. لجستیک و توزیع را تقویت کرد؛
9. بازار و مشتریان صنعتی را هدفمند درک کرد؛
10. و بازیافت را بخشی از زنجیره قرار داد.
چرا این رویکرد موفق شد؟
چون چین بهجای اینکه فقط به کارخانهها فکر کند، به کل سیستمی فکر کرد که یک محصول بستهبندیشده را از ماده اولیه تا دست مصرفکننده میرساند.
واقعیت ایران
در ایران، صنعت بستهبندی هنوز تا حدی جزیرهای عمل میکند:
• برخی کارخانهها فقط به تولید خودشان میاندیشند؛
• زنجیره مواد اولیه ناپایدار است؛
• طراحی و چاپ حرفهای جایگاه کامل خود را پیدا نکرده است؛
• برنامهریزی لجستیک ضعیف است؛
• و بازیافت هنوز بهعنوان یک مزیت اقتصادی دیده نمیشود.
با این حال، ظرفیتهای مهمی نیز وجود دارد که باید فعال شوند.
اقدام پیشنهادی برای مدیران ایرانی
زنجیره ارزش را برای کسبوکار خودتان ترسیم کنید و هر حلقه را ارزیابی کنید؛
حلقههای ضعیف زنجیره خود را شناسایی کنید؛
تأمین مواد اولیه را پایدار و استراتژیک کنید؛
طراحی و چاپ را بهعنوان مزیت رقابتی ببینید؛
کنترل کیفیت را به کل فرایند بسط دهید؛
لجستیک، انبار و تحویل را جدی بگیرید؛
بازیافت را بهعنوان فرصت اقتصادی ارزیابی کنید؛
و بهجای تقلید ظاهری، نسخه ایرانی یکپارچهسازی زنجیره را طراحی کنید.
جمعبندی فصل
قدرت چین در صنعت بستهبندی، فقط در اندازه کارخانههای آن نیست؛
بلکه در هماهنگی کامل یک زنجیره ارزش است که از ماده اولیه آغاز میشود و با بازیافت و بازار، دوباره به خود بازمیگردد.
برای ایران، مهمترین درس این فصل این است:
صنعت بستهبندی، زنجیره است؛ و مزیت رقابتی پایدار، از یکپارچهسازی این زنجیره به دست میآید.
نویسنده: دکتر سید امیر حسینی