اما در پسِ این تصویر بزرگ، صنعتی وجود دارد که شاید کمتر در کانون توجه عموم بوده، ولی در عمل یکی از ستونهای اصلی قدرت تولید و تجارت چین را شکل داده است: صنعت بستهبندی.
هیچ کالایی، از یک محصول غذایی ساده تا تجهیزات الکترونیکی پیچیده، بدون بستهبندی مناسب نمیتواند مسیر خود را از کارخانه به مصرفکننده، از انبار به فروشگاه، یا از مرز یک کشور به بازارهای جهانی با موفقیت طی کند.
بستهبندی فقط پوششی برای محصول نیست.
بستهبندی در واقع ترکیبی از چند وظیفه کلیدی است:
• حفاظت از محصول؛
• حملونقل و انبارش آسانتر؛
• انتقال اطلاعات؛
• ایجاد تمایز در بازار؛
• حفظ کیفیت و ایمنی؛
• کاهش خسارت در زنجیره توزیع؛
• کمک به فروش و ساخت برند؛
• و در نهایت، فراهمکردن امکان ورود محصول به بازارهای داخلی و بینالمللی.
چین این واقعیت را زودتر و عمیقتر از بسیاری از کشورها درک کرد. مدیران، سیاستگذاران و تولیدکنندگان چینی فهمیدند که توسعه صنعتی بدون توسعه بستهبندی، ناقص و ناپایدار خواهد بود.
به بیان ساده، چین فقط کارخانه نساخت؛ بلکه زنجیرهای ساخت که بتواند محصول کارخانه را با کیفیت، سرعت، قیمت مناسب و ظاهری قابلقبول به دست مشتری در سراسر جهان برساند.
۱. بستهبندی؛ زبان پنهان تولید چین
رشد صنعت بستهبندی در چین را نمیتوان جدا از رشد صنایع دیگر تحلیل کرد. هر زمان که تولید یک صنعت افزایش یافت، نیاز به بستهبندی نیز رشد کرد؛ و هر زمان که استانداردهای بازار بالاتر رفت، بستهبندی نیز مجبور شد حرفهایتر، مقاومتر، زیباتر و هوشمندتر شود.
رشد چین در حوزههای زیر، بهطور مستقیم صنعت بستهبندی را توسعه داد:
• صنایع غذایی و نوشیدنی؛
• محصولات کشاورزی و صادرات مواد غذایی؛
• دارو و محصولات بهداشتی؛
• لوازم خانگی؛
• تجهیزات الکترونیک و دیجیتال؛
• اسباببازی؛
• پوشاک و کالاهای مصرفی؛
• لوازم آرایشی و بهداشتی؛
• قطعات خودرو و ماشینآلات؛
• تجارت الکترونیک؛
• و صادرات گسترده کالا به بازارهای جهان.
هر محصول جدید، نیازمند نوعی بستهبندی است.
هر بازار جدید، استانداردها و انتظارات تازهای ایجاد میکند.
و هر افزایش در حجم تولید، ظرفیت بالاتر، سرعت بیشتر و نظم دقیقتر در صنعت بستهبندی را ضروری میسازد.
به همین دلیل، بستهبندی در چین به یک صنعت جانبی و کماهمیت محدود نماند. این صنعت به بخشی از زیرساخت تولید و تجارت تبدیل شد.
اگر تولید را قلب کارخانه بدانیم، بستهبندی را باید رگهای انتقال محصول به بازار نامید.
۲. چین چگونه از تولید ساده به یک اکوسیستم بستهبندی رسید؟
تحول صنعت بستهبندی چین یکشبه اتفاق نیفتاد. این مسیر، حاصل ترکیب چند عامل مهم بود:
1. رشد سریع تولید صنعتی؛
2. افزایش مصرف داخلی؛
3. توسعه صادرات؛
4. سرمایهگذاری در ماشینآلات و فناوری؛
5. گسترش صنعت کاغذ، مقوا، پلاستیک، چاپ و تبدیل؛
6. رشد شبکه لجستیک و بنادر؛
7. افزایش رقابت میان تولیدکنندگان؛
8. ارتقای تدریجی استانداردهای کیفیت؛
9. توسعه آموزش و نیروی انسانی ماهر؛
10. حرکت از تولید ارزان به تولید رقابتپذیر و متنوع.
در مراحل ابتدایی، بخش بزرگی از صنعت بستهبندی چین بر تولید انبوه با قیمت پایین استوار بود. کارخانههای متعدد، محصولاتی ساده و اقتصادی تولید میکردند تا پاسخگوی نیاز بازار داخلی و صادراتی باشند.
اما بهتدریج، بازار تغییر کرد.
مشتریان بینالمللی فقط محصول ارزان نمیخواستند. آنها محصولی میخواستند که:
• سالم به مقصد برسد؛
• در حملونقل آسیب نبیند؛
• در انبار قابل ردیابی باشد؛
• استانداردهای ایمنی و بهداشتی را رعایت کند؛
• اطلاعات لازم را به زبان مناسب ارائه دهد؛
• ظاهر حرفهای داشته باشد؛
• و در بسیاری از موارد، قابلیت بازیافت نیز داشته باشد.
همین تغییر در تقاضا، صنعت بستهبندی چین را وادار کرد از یک فعالیت ساده تبدیل به صنعتی مبتنی بر مهندسی، کیفیت، طراحی، سرعت، مقیاس و داده شود.
۳. راز اول: چین صنعت بستهبندی را یک زنجیره دید، نه مجموعهای از کارخانههای پراکنده
یکی از مهمترین دلایل موفقیت چین این بود که صنعت بستهبندی را بهصورت یک زنجیره کامل در نظر گرفت.
در نگاه سطحی، ممکن است تصور کنیم صنعت بستهبندی یعنی تولید کارتن، جعبه، لفاف یا ظروف پلاستیکی. اما واقعیت این است که محصول نهایی بستهبندی، آخرین حلقه یک زنجیره بسیار بزرگتر است.
این زنجیره شامل موارد زیر است:
حلقه زنجیره نقش اصلی
تأمین مواد اولیه الیاف، خمیر، کاغذ باطله، پلیمر، آلومینیوم، شیشه و مواد شیمیایی
تولید مواد پایه کاغذ، مقوا، فیلم، فویل، ورق پلاستیک، چسب و مرکب
ماشینآلات تولید، چاپ، دایکات، لمینیت، برش، کنترل کیفیت و بستهبندی
تبدیل کارتنسازی، جعبهسازی، لفافسازی، چاپ و تکمیل
طراحی طراحی سازهای، گرافیک، تجربه کاربر و کاهش مصرف مواد
کنترل کیفیت آزمون مقاومت، چاپ، رنگ، رطوبت، چسبندگی و ایمنی
لجستیک انبارش، پالتبندی، حمل داخلی، صادرات و توزیع
بازار و فروش ارتباط با برندها، صنایع مصرفکننده و مشتریان صادراتی
بازیافت جمعآوری، تفکیک، فرآوری و بازگرداندن مواد به چرخه تولید
چین به این نتیجه رسید که اگر فقط کارخانه کارتنسازی توسعه یابد، اما مواد اولیه بیکیفیت باشد، ماشینآلات متوقف شوند، کاغذ باطله بهدرستی جمعآوری نشود، طراحی ضعیف باشد یا لجستیک ناکارآمد عمل کند، کل زنجیره دچار مشکل خواهد شد.
بنابراین، توسعه صنعت بستهبندی در چین، توسعه همزمان چند صنعت مرتبط بود:
• صنعت کاغذ و مقوا؛
• صنعت بازیافت؛
• ماشینسازی؛
• چاپ؛
• مواد شیمیایی؛
• پلاستیک؛
• لجستیک؛
• نرمافزار و اتوماسیون؛
• و آموزش نیروی انسانی.
این نکته برای ایران اهمیت حیاتی دارد. ما نباید صنعت بستهبندی را فقط در محدوده یک کارخانه یا یک خط تولید ببینیم. یک کارخانه خوب، بدون زنجیره تأمین قابل اعتماد، بازار پایدار، خدمات فنی، مواد اولیه مناسب و لجستیک منظم، نمیتواند به یک کسبوکار پایدار تبدیل شود.
۴. راز دوم: پیوند مستقیم صنعت بستهبندی با توسعه صادرات
چین خیلی زود دریافت که صادرات فقط به معنای تولید محصول نیست؛ صادرات یعنی رساندن محصول با کیفیت مناسب به مقصدی دوردست، در شرایط حملونقل پیچیده و مطابق با خواسته مشتری خارجی.
محصولی که در کارخانه کیفیت مطلوب دارد، اگر در مسیر حمل آسیب ببیند، رطوبت بگیرد، له شود، رنگ آن تغییر کند یا اطلاعات روی بستهبندیاش ناقص باشد، در عمل محصولی ناموفق تلقی میشود.
بستهبندی صادراتی باید به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
• آیا محصول در حمل دریایی، زمینی یا هوایی آسیب نمیبیند؟
• آیا بستهبندی در برابر رطوبت، ضربه، فشار و تغییر دما مقاوم است؟
• آیا امکان پالتبندی و بارگیری مناسب وجود دارد؟
• آیا برچسبها، بارکدها و اطلاعات کالا مطابق نیاز بازار مقصد هستند؟
• آیا ابعاد بستهبندی با کانتینر، انبار و شبکه توزیع هماهنگ است؟
• آیا بستهبندی علاوه بر حفاظت، تصویر مناسبی از برند و کشور تولیدکننده ارائه میدهد؟
چین با توسعه صادرات، ناچار شد استانداردهای بستهبندی خود را ارتقا دهد. همین اجبار به تدریج به یک مزیت رقابتی تبدیل شد.
بستهبندی خوب، فقط هزینه صادرات نیست؛ بخشی از توان صادراتی یک کشور است.
برای مثال، کارخانهای که بتواند کالای خود را با بستهبندی سبکتر اما مقاومتر عرضه کند، در هزینه حملونقل مزیت پیدا میکند. کارخانهای که بتواند جعبه یا کارتن استاندارد و زیبا ارائه دهد، اعتماد مشتری را افزایش میدهد. و کارخانهای که بستهبندی آن با استانداردهای بازار مقصد هماهنگ باشد، با مانع کمتری در مسیر فروش روبهرو خواهد شد.
۵. راز سوم: مقیاس، سرعت و انعطافپذیری
چین در صنعت بستهبندی فقط به دنبال بزرگکردن کارخانهها نبود؛ بلکه به دنبال ایجاد تعادل میان سه عامل بود:
رقابتپذیری=مقیاس تولید+سرعت پاسخگویی+انعطافپذیری در سفارش
مقیاس تولید
مقیاس بالاتر به کارخانهها امکان میدهد مواد اولیه را با شرایط بهتر تهیه کنند، ماشینآلات پیشرفتهتری به کار گیرند، هزینههای ثابت را میان حجم تولید بیشتر تقسیم کنند و قدرت بیشتری در رقابت قیمتی داشته باشند.
اما مقیاس به تنهایی کافی نیست.
سرعت پاسخگویی
بازار امروز منتظر تولیدکننده نمیماند. مشتری میخواهد سفارش خود را سریع ثبت کند، نمونه ببیند، تأیید کند، تولید را پیگیری کند و محصول را در زمان مشخص تحویل بگیرد.
چین با سازماندهی بهتر تولید، توسعه زنجیره تأمین، سرمایهگذاری در لجستیک و استفاده از فناوری، توانست زمان پاسخگویی به سفارش را کاهش دهد.
انعطافپذیری
همه مشتریان سفارشهای بسیار بزرگ ندارند. برخی مشتریان به سفارشهای کوتاهمدت، تیراژ پایین، طرحهای متنوع، تغییرات سریع یا بستهبندیهای اختصاصی نیاز دارند.
کارخانهای که فقط برای تولید انبوه طراحی شده باشد، ممکن است مشتریان کوچکتر ولی سودآور را از دست بدهد. به همین دلیل، بسیاری از مجموعههای موفق چینی تلاش کردند میان تولید انبوه و انعطافپذیری در پاسخ به بازار تعادل برقرار کنند.
این همان نکتهای است که بسیاری از کارخانههای ایرانی نیز باید جدی بگیرند:
ظرفیت تولید، زمانی مزیت است که با فروش، برنامهریزی، کیفیت و تحویل بهموقع همراه باشد.
پایان بخش اول
نویسنده:دکتر سید امیر حسینی