در صنعت سلولزی ایران، گروههای مختلفی حضور دارند که منافع آنها مستقیماً با تشکیل «کنفدراسیون صادرات» گره میخورد.
بیایید این بازیگران را در قالب یک نقشه راه استراتژیک دستهبندی کنیم:
۱. موافقان احتمالی (حامیان تشکیل کنفدراسیون)
این گروه بیشترین نفع را از «انسجام» میبرند و به دنبال ثبات هستند.
تولیدکنندگان صادراتمحور و شرکتهای متوسط و بزرگ: این دسته از شرکتها که زیرساخت تولید دارند و به دنبال توسعه بازار هستند، از اینکه یک نهادِ تخصصی برای حل مشکلات گمرکی، ارزی و لجستیکی آنها چانهزنی کند، بهشدت استقبال میکنند.
انجمنهای صنفیِ تخصصی (مانند انجمن مدیران کارتن و ورق، سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران): اگر این کنفدراسیون نقش «فراگیر» داشته باشد، این انجمنها به جای مواجهه انفرادی با مشکلات کلان، ترجیح میدهند زیر چتر یک کنفدراسیونِ قدرتمندتر عمل کنند.
البته باید مراقب بود که “تضاد منافع” بین این انجمنها به وجود نیاید.
شرکتهای بازرگانی و واسطههای صادراتی متخصص: این گروه که به دنبال بازارهای جدید هستند، از تشکیل کنفدراسیون برای تسهیل امور صادرات و افزایش حجم تجارت سود میبرند.
سازمان توسعه تجارت و بخش صادراتی وزارت صمت: دولت همیشه به دنبال طرفهای مذاکره «واحد» است تا بهجای صحبت با ۱۰۰ شرکت مختلف، با یک نماینده مشخص برای سیاستگذاریِ کلانِ ارزآوری مذاکره کند.
۲. مخالفان یا تردیدکنندگان (موانع احتمالی)
مقاومت در برابر تغییر، در هر صنفی وجود دارد. معمولاً این مخالفتها از جنس «ترس» یا «تضاد منافع» است.
تولیدکنندگان انحصارگر و بزرگ (لیدرهای بازار): آن دسته از شرکتهای بسیار بزرگی که خودشان لابیگریِ قوی در بدنه دولت دارند و نیازی به کمک تشکل ندارند، ممکن است مخالف باشند. آنها احساس میکنند با ورود به کنفدراسیون، «قدرت انحصاری» خود را با دیگران شریک میشوند یا باید با رقبای کوچکتر در یک کفه ترازو قرار بگیرند.
شرکتهای با مدل کسبوکار «رانتمحور»: شرکتهایی که سودشان را از طریق دسترسیهای خاص (مثلاً سهمیه ارزی ویژه، واردات مواد اولیه با ارز دولتی، یا امتیازات انحصاری در بازارهای داخلی) تأمین میکنند، از «شفافیت» و «نظمی» که کنفدراسیون به دنبال آن است، گریزانند.
برخی مدیران سنتی و محافظهکار: این گروه به همان شیوه سنتی (مذاکرات فردی، روابط شخصی، و فروشهای سنتی) عادت دارند و تغییر به سمت «مدیریت مدرن صادراتی» یا «اشتراک اطلاعات» را نوعی تهدید برای امنیت شغلی یا اسرار تجاری خود میبینند.
انجمنهای موازی یا رقیب: اگر کنفدراسیون بهخوبی مدیریت نشود، میتواند تهدیدی برای جایگاه هیئتمدیرهی برخی انجمنهای فعلی باشد. آنها ممکن است این کار را «موازیکاری» تلقی کرده و در برابر آن جبهه بگیرند.
۳. بازیگران خاکستری (کسانی که تعیینکننده هستند)
این گروه فعلاً موضع مشخصی ندارند و منتظرند ببینند «وزنِ» کنفدراسیون چقدر است.
بانکها و مؤسسات مالی: اگر کنفدراسیون بتواند «اعتبار صادراتی» ایجاد کند، آنها موافقاند؛ در غیر این صورت، برای آنها تفاوت خاصی ندارد.
شرکتهای حملونقل و لجستیک بینالمللی: اینها بهطور بالقوه حامی هستند (چون حجم صادرات افزایش مییابد)، اما باید متقاعد شوند که کنفدراسیون میتواند قراردادهای عمده و باثبات منعقد کند.