آیا در ایران به نیروی انسانی بها داده می‌شود؟

کد مقاله: ۲۱۹۶ - تاریخ درج: ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ - مشاهده: ۱۱۲

«آیا در ایران به نیروی انسانی بها داده می‌شود؟»، پاسخ ساده و یک‌خطی نیست. نه می‌توان گفت کاملاً بله، و نه می‌توان گفت مطلقاً خیر.

رای: ۳.۰۰
توسط ۱ کاربر - رای دهید
واقعیت این است که در ایران، نیروی انسانی از نظر گفتاری و شعاری بسیار ارزشمند دانسته می‌شود، اما در عمل، میزان توجه واقعی به آن در سازمان‌ها، صنایع و بنگاه‌های اقتصادی بسیار متفاوت است.
برخی مجموعه‌ها نیروی انسانی را سرمایه‌ی اصلی خود می‌دانند و برای حفظ، آموزش و رشد آن برنامه دارند؛ اما در بسیاری از سازمان‌ها، نیروی انسانی همچنان بیشتر به عنوان «هزینه» دیده می‌شود تا «سرمایه».
در ادبیات نوین مدیریت، اصطلاح «منابع انسانی» دیگر صرفاً به معنای کارمند، کارگر یا نیروی اجرایی نیست.
امروز از مفهوم «سرمایه انسانی» استفاده می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای از دانش، تجربه، مهارت، خلاقیت، تعهد، انگیزه و توان تصمیم‌گیری انسان‌ها که می‌تواند آینده‌ی یک سازمان را بسازد یا نابود کند.
در واقع، ماشین‌آلات، ساختمان، برند، سرمایه مالی و فناوری، بدون نیروی انسانی توانمند و وفادار، ارزش محدودی دارند.
یک کارخانه ممکن است بهترین دستگاه‌ها را داشته باشد، اما اگر اپراتور ماهر، تکنسین دقیق، مدیر تولید باتجربه، فروشنده‌ی حرفه‌ای و نیروی پشتیبانی مسئولیت‌پذیر نداشته باشد، خروجی آن مجموعه نمی‌تواند پایدار، باکیفیت و رقابتی باشد.
در ایران، یکی از نشانه‌های اصلی کم‌توجهی به نیروی انسانی، شکاف میان دستمزد و هزینه‌های واقعی زندگی است.
وقتی یک نیروی کار، حتی با اشتغال تمام‌وقت، همچنان دغدغه‌ی جدی معیشت دارد، طبیعی است که تمرکز ذهنی، انگیزه، خلاقیت و وفاداری سازمانی او آسیب ببیند.
کارمند یا کارگری که هر ماه نگران اجاره خانه، هزینه درمان، آموزش فرزندان و مخارج روزمره است، نمی‌تواند با تمام ظرفیت ذهنی و عاطفی خود در خدمت سازمان باشد.
از دید مدیریت منابع انسانی، حقوق و مزایا تنها ابزار پرداخت نیستند؛ بلکه پیام سازمان به نیروی انسانی‌اند. وقتی پرداخت‌ها منصفانه، شفاف و متناسب با ارزش کار نباشد، پیام پنهان آن این است که «تلاش تو آن‌قدرها هم مهم نیست.»
اما موضوع فقط حقوق نیست. بسیاری از کارکنان حتی اگر حقوق متوسطی دریافت کنند، اگر احساس احترام، امنیت شغلی، رشد و دیده‌شدن داشته باشند، با سازمان همراه می‌مانند.
در مقابل، اگر فرد احساس کند صرفاً یک شماره پرسنلی است، صدایش شنیده نمی‌شود، امکان پیشرفت ندارد و مدیران فقط هنگام خطا او را می‌بینند، به‌تدریج از نظر روانی از سازمان جدا می‌شود؛ حتی اگر جسمش هنوز پشت میز یا پای دستگاه باشد. این پدیده را در مدیریت منابع انسانی «استعفای خاموش» می‌نامند؛ یعنی فرد سازمان را ترک نکرده، اما اشتیاق، خلاقیت و تعهد درونی خود را از دست داده است.
یکی دیگر از چالش‌های جدی در ایران، ضعف نظام آموزش و توسعه‌ی نیروی انسانی در بسیاری از سازمان‌هاست.
در کشورهای صنعتی و سازمان‌های پیشرو، آموزش هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاری است. اما در برخی بنگاه‌های ایرانی، آموزش کارکنان بیشتر یک کار تشریفاتی یا موردی محسوب می‌شود.
بسیاری از مدیران می‌پرسند: «اگر آموزش بدهیم و نیروی ما برود چه؟» در حالی که پرسش درست این است: «اگر آموزش ندهیم و نیروی ما بماند چه؟» نیروی آموزش‌ندیده می‌تواند خطاهای پرهزینه ایجاد کند، بهره‌وری را کاهش دهد، کیفیت محصول یا خدمت را پایین بیاورد و حتی اعتبار سازمان را تخریب کند.
در صنایع تولیدی، از جمله صنایع سلولزی، این موضوع اهمیت مضاعف دارد. کیفیت محصول، کاهش ضایعات، نگهداری درست از ماشین‌آلات، کنترل مواد اولیه، ایمنی محیط کار و تحویل به‌موقع، همه وابسته به نیروی انسانی آگاه و مسئولیت‌پذیر است.
اگر یک اپراتور یا تکنسین با تجربه سال‌ها در یک خط تولید کار کرده باشد، دانش او فقط در مدرک تحصیلی یا شرح شغلش خلاصه نمی‌شود؛ او دارای «دانش ضمنی» است.
دانش ضمنی همان تجربه‌ای است که در کتاب‌ها نوشته نشده، اما در عمل باعث حل سریع مشکلات، پیشگیری از توقف تولید و تشخیص دقیق خطاها می‌شود. وقتی سازمانی چنین نیرویی را به‌راحتی از دست می‌دهد، در واقع بخشی از حافظه‌ی عملیاتی خود را از دست داده است.
از سوی دیگر، باید انصاف داشت و گفت که در ایران سازمان‌هایی هم وجود دارند که واقعاً برای نیروی انسانی ارزش قائل‌اند. برخی شرکت‌های خصوصی، استارتاپ‌ها، واحدهای صنعتی مدرن و حتی بعضی مجموعه‌های خانوادگی باسابقه، به خوبی دریافته‌اند که حفظ نیروی متخصص، شرط بقاست.
این سازمان‌ها تلاش می‌کنند پرداخت منصفانه‌تری داشته باشند، محیط کاری سالم‌تری ایجاد کنند، آموزش ارائه دهند، مسیر رشد تعریف کنند و میان مدیر و کارکنان رابطه‌ای انسانی‌تر بسازند.
در چنین مجموعه‌هایی، کارکنان معمولاً احساس تعلق بیشتری دارند و حاضرند در شرایط سخت نیز کنار سازمان بمانند. بنابراین مسئله این نیست که در ایران هیچ جا به نیروی انسانی بها داده نمی‌شود؛ بلکه مسئله این است که این نگاه هنوز فراگیر، نظام‌مند و نهادینه نشده است.
یکی از دلایل اصلی کم‌توجهی به نیروی انسانی، ضعف فرهنگ مدیریتی در برخی سازمان‌هاست. هنوز در بخشی از فضای کاری ما، مدیریت با کنترل شدید، دستور دادن، توبیخ و ایجاد ترس اشتباه گرفته می‌شود.
در حالی که مدیریت مدرن یعنی توانایی ساختن تیم، ایجاد انگیزه، حل تعارض، شنیدن صدای کارکنان، تصمیم‌گیری منصفانه و پرورش استعدادها. مدیر موفق کسی نیست که فقط دستور بدهد؛ مدیر موفق کسی است که کاری کند افراد با میل، فهم و تعهد کار کنند.
ترس شاید در کوتاه‌مدت باعث اطاعت شود، اما در بلندمدت خلاقیت، صداقت و تعلق سازمانی را از بین می‌برد.
مسئله‌ی مهم دیگر، نبود شایسته‌سالاری در برخی محیط‌های کاری است. وقتی کارکنان ببینند ارتقا، پاداش و فرصت‌های بهتر نه بر اساس توانایی، عملکرد و اخلاق حرفه‌ای، بلکه بر اساس روابط، سلیقه‌های شخصی یا نزدیکی به مدیران توزیع می‌شود، انگیزه‌ی افراد توانمند کاهش می‌یابد.
نیروی انسانی زمانی احساس ارزشمندی می‌کند که بداند تلاش او دیده می‌شود و میان عملکرد بهتر و آینده‌ی بهتر رابطه‌ای واقعی وجود دارد. اگر این رابطه قطع شود، سازمان به‌تدریج بهترین نیروهای خود را از دست می‌دهد و نیروهای متوسط یا بی‌انگیزه جای آن‌ها را می‌گیرند.
از منظر منابع انسانی، بها دادن به نیروی انسانی چند شاخص روشن دارد. نخست، پرداخت عادلانه و به‌موقع. دوم، احترام به کرامت فردی کارکنان. سوم، امنیت نسبی شغلی و پرهیز از رفتارهای تهدیدآمیز. چهارم، آموزش و توسعه مستمر. پنجم، امکان مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با کارشان. ششم، نظام ارزیابی عملکرد شفاف. هفتم، توجه به سلامت جسمی و روانی کارکنان. هشتم، ایجاد تعادل میان کار و زندگی.
سازمانی که این موارد را رعایت کند، حتی اگر از نظر مالی بسیار بزرگ نباشد، می‌تواند در دل نیروهای خود اعتماد و وفاداری بسازد.
در ایران، یکی از حوزه‌هایی که کمتر جدی گرفته شده، سلامت روان کارکنان است. فشار اقتصادی، نگرانی‌های خانوادگی، ناامنی شغلی، روابط ناسالم سازمانی و حجم کاری بالا، فرسودگی شغلی ایجاد می‌کند.
کارمند یا کارگر فرسوده، الزاماً کم‌کار یا بی‌مسئولیت نیست؛ گاهی بیش از حد کار کرده، اما دیده نشده است. مدیر منابع انسانی باید بتواند نشانه‌های فرسودگی را تشخیص دهد: کاهش انگیزه، افزایش خطا، غیبت‌های مکرر، بی‌حوصلگی، پرخاشگری یا افت کیفیت کار. سازمان‌هایی که به سلامت روان اهمیت نمی‌دهند، در نهایت هزینه‌ی آن را با کاهش بهره‌وری، افزایش ترک کار و افت کیفیت می‌پردازند.
بنابراین، پاسخ نهایی این است: در ایران به نیروی انسانی «در برخی سازمان‌ها» بها داده می‌شود، اما در سطح عمومی و فراگیر، هنوز فاصله‌ی زیادی تا استانداردهای مطلوب مدیریت سرمایه انسانی وجود دارد. ما نیروی انسانی باهوش، سخت‌کوش، سازگار و خلاق فراوان داریم، اما همیشه سازوکار مناسبی برای حفظ و شکوفایی این ظرفیت‌ها فراهم نکرده‌ایم. بزرگ‌ترین خطای مدیریتی این است که تصور کنیم نیروی انسانی به‌راحتی قابل جایگزینی است. شاید بتوان یک فرد را از نظر ظاهری جایگزین کرد، اما تجربه، اعتماد، شناخت سازمانی، ارتباطات، مهارت‌های پنهان و تعهد سال‌ها زمان می‌برد تا ساخته شود.
اگر سازمان‌های ایرانی بخواهند در شرایط پیچیده‌ی اقتصادی و رقابتی دوام بیاورند، باید نگاه خود را به نیروی انسانی تغییر دهند. منابع انسانی نباید فقط واحدی برای قرارداد، حضور و غیاب، بیمه و حقوق باشد؛ بلکه باید شریک استراتژیک مدیریت ارشد باشد. مدیر منابع انسانی باید در کنار مدیرعامل بنشیند و درباره آینده سازمان، جانشین‌پروری، حفظ استعدادها، فرهنگ سازمانی، بهره‌وری و رضایت کارکنان تصمیم‌سازی کند.
در نهایت، بها دادن به نیروی انسانی یعنی دیدن انسان پشت عنوان شغلی. یعنی فهمیدن اینکه پشت واژه‌ی «کارگر»، «کارمند»، «اپراتور»، «کارشناس» یا «مدیر»، انسانی قرار دارد با نیازها، دغدغه‌ها، استعدادها و آرزوها. سازمانی که این حقیقت را بفهمد، فقط محل کار نیست؛ تبدیل به محیط رشد می‌شود. و در دنیای امروز، سازمان‌هایی برنده‌اند که انسان‌های خود را فرسوده نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را می‌سازند، حفظ می‌کنند و به آن‌ها فرصت شکوفایی می‌دهند.
نویسنده: دکترسید امیر حسینی 
paperandwood.com

[بازگشت به فهرست]
طبقه بندی شرکتها:
اعضا جدید: ● شهباز صنعت آسیا   ● کاغذ سازی افق   ● فنی مهندسی سپهر کویر فرداد   ● کاغذ و مقوای فانتزی ترنج   ● رسا
تبلیغات متنی
تامین صنعت سلولز پارت تاو کاغذ ارس
تجارت پردازان بهاران  مهرآیین پارس
کاغذ سازی افرنگ نور کارتن میهن
مهان کاغذ سرکان چی‌چست کاغذ
صنایع بسته بندی آراسنج البرز پیک فراز
کیان الماس الموت کارتن گلزار
کارتن سازی حریر پیران سوپرارزین
صنایع چوب و کاغذ مازندران دیبای شوشتر
گروه صنعتی مومنین پارس کاغذ نکا
سایان گستر ایرسا کارتن خیرخواه
شرکت فرادید مقوای یاران
سایان سلولز ایساتیس آماده تجارت
پیشگامان نوین تجارت آوید مهبد کاغذ فردا
صنایع بسته بندی پاژ پارس آسوریک
صنایع چوب و کاغذ ایران کارتن توحید
پارس کاغذ مشهد کارتن محمد دزفول
پیشگامان صنعت کاغذ پردیس کاغذ پاژ
آماده تجارت راشا کاسپین