هرچند این دو جنگ در بسترهای اقتصادی متفاوتی رخ دادهاند، اما الگوهای مشابهی در رفتار صنعت و بازار کار مشاهده میشود.
۱. وضعیت زیرساخت و ظرفیت تولید
در زمان جنگ ایران و عراق، صنعت کاغذ و سلولزی ایران هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار داشت. تعداد کارخانههای بزرگ محدود بود و وابستگی کشور به واردات کاغذ بسیار بالا بود. در آن زمان کارخانههایی مانند چوب و کاغذ مازندران هنوز احداث نشده بودند و بخش عمده کاغذ مورد نیاز کشور از خارج تأمین میشد.
در مقابل، اوکراین پیش از جنگ دارای زیرساخت صنعتی گستردهتری در حوزه تولید کاغذ، مقوا و بستهبندی بود. به همین دلیل با شروع جنگ، بخش قابل توجهی از تولید داخلی همچنان ادامه یافت، هرچند برخی کارخانهها آسیب دیدند یا مجبور به انتقال شدند.
بنابراین در ایران جنگ بیشتر باعث کمبود شدید محصول شد، در حالی که در اوکراین مسئله اصلی اختلال در تولید و توزیع بود.
۲. وضعیت نیروی کار
در هر دو جنگ، یکی از اولین پیامدها برای صنایع تولیدی، کاهش دسترسی به نیروی کار مرد بود.
در جنگ ایران و عراق:
بسیاری از کارگران و تکنسینها به جبهه اعزام شدند.
بخشی از نیروی کار نیز در صنایع دفاعی مشغول شد.
کارخانهها با کمبود نیروی متخصص مواجه شدند.
در جنگ اوکراین نیز وضعیت مشابهی رخ داد. دولت اوکراین قانون بسیج عمومی مردان را اجرا کرد و مردان بین ۱۸ تا ۶۰ سال امکان خروج از کشور نداشتند. این موضوع باعث شد بسیاری از کارخانهها با کمبود اپراتورهای صنعتی مواجه شوند.
اما تفاوت مهم این بود که در اوکراین، شرکتها سریعتر به سمت تنوع نیروی کار رفتند؛ یعنی جذب زنان، سالمندان و کارگران مهاجر. در حالی که در ایران دهه ۱۳۶۰ چنین انعطاف ساختاری در بازار کار کمتر وجود داشت.
۳. تغییر الگوی مصرف محصولات سلولزی
در زمان جنگ ایران و عراق، الگوی مصرف محصولات سلولزی تغییر کرد. به دلیل محدودیت واردات و مشکلات ارزی، بسیاری از محصولات کاغذی کمیاب شدند. مصرفکنندگان مجبور بودند مصرف خود را کاهش دهند یا از محصولات جایگزین استفاده کنند.
در مقابل، در جنگ اوکراین تقاضا برای برخی محصولات سلولزی افزایش یافت، از جمله:
دستمال کاغذی و محصولات بهداشتی
بستهبندی کاغذی برای مواد غذایی
کارتن برای لجستیک و کمکهای انسانی
بنابراین برخلاف ایران در دهه ۶۰ که تقاضا تا حدی سرکوب شد، در اوکراین برخی بخشهای صنعت سلولزی با افزایش تقاضا مواجه شدند.
۴. زنجیره تأمین مواد اولیه
یکی از چالشهای اصلی صنعت کاغذ در هر دو جنگ، دسترسی به مواد اولیه بود.
در ایران زمان جنگ:
واردات خمیر کاغذ و مواد شیمیایی با مشکل مواجه شد.
محدودیت ارزی و تحریمها تأمین مواد اولیه را دشوار کرد.
کارخانهها مجبور شدند با ظرفیت پایینتر کار کنند.
در اوکراین نیز جنگ باعث اختلال در زنجیره تأمین شد، اما تفاوت مهم این بود که بسیاری از شرکتها توانستند از طریق شبکه تأمین اروپایی مواد اولیه خود را تأمین کنند.
این دسترسی منطقهای باعث شد توقف کامل تولید در بسیاری از کارخانهها رخ ندهد.
۵. تحول فناوری و اتوماسیون
یکی از تفاوتهای مهم میان این دو تجربه تاریخی، سطح فناوری صنعت بود.
در دهه ۱۳۶۰، صنایع کاغذ و سلولزی ایران از نظر اتوماسیون محدود بودند و تولید به شدت به نیروی انسانی وابسته بود. بنابراین هرگونه کاهش نیروی کار اثر مستقیم بر ظرفیت تولید داشت.
اما در جنگ اوکراین، بسیاری از کارخانهها دارای خطوط تولید مدرنتر هستند. این موضوع به آنها اجازه داد با تعداد کمتر نیروی انسانی، تولید را ادامه دهند.
علاوه بر این، تجربه جنگ باعث شد شرکتهای اوکراینی بیشتر به سمت:
اتوماسیون بیشتر خطوط تولید
دیجیتالیسازی مدیریت کارخانه
کاهش وابستگی به نیروی کار
حرکت کنند.
۶. وضعیت صنعت در دوره پساجنگ
تجربه ایران نشان میدهد که دوره پس از جنگ میتواند نقطه جهش برای صنایع سلولزی باشد. پس از پایان جنگ ایران و عراق، دولت و بخش خصوصی سرمایهگذاریهای بزرگی در صنعت کاغذ انجام دادند.
این سرمایهگذاریها در دهههای بعد باعث رشد قابل توجه صنعت سلولزی کشور شد.
در مورد اوکراین نیز پیشبینی میشود پس از پایان جنگ، برنامههای بازسازی اقتصادی باعث افزایش تقاضا برای بستهبندی کاغذی، مقوا و محصولات بهداشتی سلولزی شود. این موضوع میتواند سرمایهگذاری جدید در صنعت کاغذ این کشور را تسریع کند.
جمعبندی
مقایسه جنگ اوکراین با جنگ ایران و عراق نشان میدهد که صنعت سلولزی در شرایط جنگی با چالشهای مشترکی مواجه میشود؛ از جمله کمبود نیروی کار، اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر ظرفیت تولید. با این حال سطح توسعه صنعتی و دسترسی به بازارهای منطقهای میتواند شدت این چالشها را تغییر دهد.
تجربه ایران نشان میدهد که اگرچه جنگ میتواند در کوتاهمدت فشار زیادی بر صنعت وارد کند، اما در دوره پساجنگ فرصتهایی برای توسعه ظرفیت تولید و نوسازی صنعت به وجود میآید. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند صنایع سلولزی در دوره بازسازی پس از بحران، میتوانند به یکی از موتورهای مهم رشد صنعتی تبدیل شوند.